تاریخچه حقوق بشر دوستانه در جهان و حقوق بین الملل بشر دوستانه معاصر ( بخش دوم

فصل اول : تعریف حقوق بشر دوستانه  و تاریخی تدوین آن

 

بخش اول :  تاریخچه حقوق بشر دوستانه در جهان و حقوق بین الملل بشر دوستانه معاصر 

         الف : تاریخچه حقوق بشر دوستانه

حقوق جنگ قدیمی ترین شاخه حقوقی بوده که ریشه در اعماق تاریخ و حتی در اندیشه های سیاسی و نظامی قبائل بدوی داشته است . در میان قبیله سومریان یک نهاد سازمان یافته وجود داشته که در آن قواعد و مقرراتی مانند اعلام جنگ ، حکمیت ،‌ مصونیت سفرا و نمایندگان سیاسی و احترام به قراردادهای صلح وجود داشته است .در این دوره رسم آزادی اسرا در مقابل گرفتن پول ( فدیه ) نیز رایج بوده است . حمورابی پادشاه بابل در مجموعه قوانین و مقررات خود بنام الواح حمورابی به بخشی از قوانین و مقررات جنگ اشاره می نماید[1]  . سون تزو [2] در کتاب خود بعنوان هنر جنگ که 500 سال پیش از میلاد مسیح بعنوان اولین اثر ادبی کلاسیک در استراتژی نظامی نگاشته شده رعایت اصول انسانی همانند احترام به اسیران جنگی ،‌دلاوی ، شرافت ، پرهیز از خشونت بی دلیل و آزار رساندن به غیر نظامیان را برای فرماندهان گوشزد نموده است [3]

          در تحقیقات بعمل آمده ، دو جنبه مختلف و کاملا متفاوت زندگی انسانها یعنی خشونت و جنگ طلبی بی حد و حصر و انساندوستی بعنوان دو نیروی خیر و شر در کنار و همزاد هم آمده است . از نمونه های خشونت و جنگ طلبی بی حد و حصر می توان به سوزاندن اسرای جنگی و ویران کردن خانه های مردم و غیر نظامیان توسط پادشاهان آشور نام برد . در تورات نیز به کشتار قتل و غارت غیر نظامیان اشاراتی دارد .

          از مصادیق اقدامات انساندوستانه نیزمی توان به حماسه « ماها بهاراتا» ولزوم رعایت رفتارهای بشر دوستانه در جنگ هندیان علیه دشمن خود نام برد . اندیشه بشردوستانه در یونان و رم باستان نیز مورد توجه بوده که از حماسه انساندوستی گلگامنش[4]  تا تفکرات فلسفی انسان گرایانه یونانیان که انسان را بعنوان جوهر ثابت در جهان دانسته ، نمونه های روشن انسان دوستی به شمار می آیند .

          حقوق بین الملل عمومی ناظر بردو سطح می باشد . سطح کلاسیک و سطح مدرن. لایه سنتی و کلاسیک حقوق بین الملل عمومی ناظر بر روابط تابعان حقوق بین الملل با یکدیگر بوده و به اصول کلی روابط بین الملل مانند شناسائی تابع جدید نظام بین الملل ، حقوق و مزایا و مصونیت ها و همچنین شکل کلی روابط بین الملل و روش های حل وفصل اختلافات بین المللی می پردازد  . اما حقوق بین الملل عمومی در سطح مدرن به مفاهیمی مشترک حقوق اساسی و عمومی که بر حقوق افراد در جامعه بین المللی مربوط می شود توجه دارد ، چراکه افراد ، تشکیل دهنده جامعه جهانی می باشند .

بر خلاف آنچه که برخی از صاحبنظران مسائل سیاسی و حقوقی بر آن اعتقاد دارند ، جنگ نه تنهاموجب اختتام و یا پایان قواعدومقررات بین المللی نمی شود بلکه در پاره ای از موارد ، موجد قوانین و مقررات جدید نیز می باشد که هدف ‌آنها به نظم کشیدن و یا قانونمند کردن رفتار متخاصمان و انسانی کردن جنگ می باشد . حقوق جنگ و یا حقوق بشر دوستانه و تلاش های منجر به انعقاد و یا وضع چنین قوانینی معمولاً پس از وقوع جنگهای مخرب و خانمانسوز که موجب کشتار بی رحمانه مردم مظلوم و تخریب اموال و دارائی های آنها شده ، صورت می گیرد .

          از قدیمیترین کتب مدون در زمینه حقوق جنگ می توان به کتاب هایی مانند حقوق جنگ و صلح ( اثر گرسیوس ) در سال 1620 نام برد . با این کتاب حقوق بشر دوستانه وارد مرحله نوینی گردید . گروسیوس اعتقاد داشت که حقوق صورتی الهی ندارد بلکه حاصل عقل بشری است از این رو یافتن اصول مناسب حاکم بر روابط بین المللی ضروری است . وی در کتاب خود ، فهرست قواعدی که اساسی ترین پایه حقوق جنگ بوده اند ، را ذکر نمود .

مجموعه قواعد و مقررات مربوط به جنگ اثر فرانسیس لیبر در سال 1863 در آمریکا نیز از نخستین گام های موثر در تدوین قواعد و عرف های جنگ زمینی به شمار می رود . علاوه بر کتب مذکور ، مجموعه اسناد حقوقی بین المللی مانند اعلامیه سال 1856 پاریس در زمینه قواعد جنگ دریائی ، عهدنامه سال 1864 ژنو در مورد حمایت از مجروحان ، بیماران جنگی وکارمندان بهداری و اعلامیه سن پیترزبورگ در مورد ممنوعیت استفاده از گلوله های انفجاری کالیبر کوچه نشان از اقدامات گام به گام بشر برای تدوین عرف های جنگی و قواعد و مقررات بشر دوستانه می باشد .

حال باتوجه به توضیحات فوق الذکر مفهوم حقوق بین الملل بشردوستانه[5] را میتوان اینگونه بیان نمود که  « به آن بخش از حقوق بین الملل عمومی اطلاق می گردد که به کاربرد نیروهای مسلح و رفتار با افراد در جریان درگیری مسلحانه حاکم است[6] » .  هدف حقوق بین الملل بشر دوستانه کاهش و یا محدود کردن رنج و آلام افراد در زمان جنگ و یاهر گونه درگیری مسلحانه می باشد . در قوانین و مقررات مربوط به حقوق بشر دوستانه بیشتر به ملاحظات انسانی و کاهش آلام افراد در زمان نزاع مسلحانه توجه شده و در واقع دست دولتهای درگیر در جنگ را از توسل به هر روشی برای پیروزی و استیلا بر دشمن خود بسته است . در مفهوم خاص نیز که در این تحقیق به آن پرداخته شده منظور از حقوق بین الملل بشر دوستانه قواعد و مقررات کنوانسیون های ژنو 1949 و پروتکل های الحاقی به آن در سال 1977 می باشد .

در اینجا نیز ذکر این نکته لازم است که حقوق بشر دوستانه با مقررات حقوق بشر تفاوت اساسی و ماهوی دارد که این تفاوتها را می توان در جنبه های ذیل عنوان نمود :

 تفاوت از نقطه نظر تعریف :

در حقوق بین الملل کلاسیک برای واژه حقوق بشر دو مفهوم وجود دارد الف : حقوق بشر [7]  و حقوق بشر دوستانه [8] . معمولاً از واژه حقوق بشر برای تبین قوانین و مقررات برای حفظ و حقوق انسانها در زمان صلح بکار برده می شود ، مانند حقوق اقلیتها -  آزادی بیان -  آزادی عقیده و ... اما حقوق بشر دوستانه ناظر بر قوانین و مقررات در جهت حفظ حقوق و ارزشهای انسانی در زمان جنگ می باشد که هدف اصلی آن کاهش آلام و دردهای افراد بیگناه و غیر نظامی و همچنین نظامیان و سربازان در درگیریها و مخاصمات مسلحانه می باشد مانند حفظ حقوق مجروحان جنگی ، حفظ حقوق اسرا و ....  . 

معمولاً کشورهای درگیر در مخاصمات مسلحانه از هر گونه ابزار و وسایل و تجهیزات نظامی برای سرکوب حریف خود استفاده می نماید و در این رابطه  حقوق بشر دوستانه برای محدود کردن کشورها و حفظ حقوق افراد و اماکن غیر نظامی با تلاش جمعی و مساعی جمیله بسیاری از کشورهای جهان وضع گردید . هر چند حقوق بشر دوستانه در ساز و کار قانونی جدید سابقه طولانی ندارد ولی روح و نفس حمایت از حقوق افراد غیر نظامی از زمان های بسیار قدیمی در اذهان صلح طلب بسیاری از رهبران ، پادشاهان و اندیشمندان وجود داشته است .

 تفاوت از نقطه نظر منابع :

          در حالیکه اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 1949و میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی مصوب سال 1966 سازمان ملل متحد را از منابع اصلی حقوق بشر می باشد ،‌ کنوانسیون های لاهه 1907 در زمینه حقوق جنگ و کنوانسیون های ژنو مصوب 1949 و و پروتکل های الحاقی به کنوانسیون ژنو ( 1977 ) از منابع اصلی حقوق مخاصمات مسلحانه و حقوق بشر دوستانه می باشد .

 تفاوت از نظر مسئولیت بین المللی 

مسئولیت بین المللی نقض حقوق بشر بر عهده دولتها ناقض می باشد . نقض و یا عام رعایت قوانین و مقررات مربوط به آزادی بیان ، آزادی عقیده و آزادی انجام فرائض دینی و ... دولتها ناقض را تحت پیگرد و مسئولیت بین المللی قرار می دهد اما در موارد نقض حقوق بشر دوستانه علاوه بر دولتها ، افراد خاطی و ناقض مقررات حقوق بشر دوستانه نیز مشمول مسئولیت بین المللی قرار گرفته و اقداماتی در جهت تنبیه آنان صورت می گیرد  .

 تفاوت از نظر مرجع رسیدگی :‌

          کشور ناقض حقوق بشر توسط سازمان ملل متحد و بویژه شورای امینت سازمان تنبیه شده و سازو کارهای تنبیه نیز در فصول 6 و 7 منشور قید گردیده که از اقدامات تحریمی سیاسی و اقتصادی شروع شده و به اقدامات قهری و نظامی در چارچوب مواد 51 و 52 منشور ملل متحد ختم می گردد.

          اما رسیدگی به موضوع کشورها و افراد ناقض حقوق بشردوستانه نه تنها در سازمان ملل متحد ( شورای امنیت ) انجام می شود بلکه سازو کار جدیدی تحت عنوان دیوان بین المللی کیفری برای بررسی این موضوع تشکیل گردید . این دیوان که از ژوئن سال 2002 اساسنامه آن ( اساسنامه رم ) اجرائی گردیده ضوابط ، مقرراتی و مصادیق نقض حقوق بشر دوستانه و نحوه برخورد با آن و تنبیه های مقرر را وضع نموده و متخلفان را چه از نظر صلاحیت سرزمینی ،‌ صلاحیت ملیتی ،‌ صلاحیت منفعتی و صلاحیت جهانی تحت تعقیب کیفری قرار می دهد که ازمهمترین دادگاههای تشکیل شده در این خصوص می توان به دادگاه جنایات جنگی نورنبرگ ، توکیو،‌ محاکمه سران یوگسلاوی سابق ،‌ رهبران رواندا و رهبران بوسنی هرزگوین اشاره نمود .  شایان ذکر است که چهار جرم عمده بین المللی یعنی جرم علیه بشریت ، تهاجم ، نسل کشی و جنایات جنگی از مصادیق جرم هائی می باشد که دیوان کیفری بین المللی صلاحیت رسیدگی به ان را دارد . صلاحیت دیوان کیفری تکمیلی بوده و موارد و مصادیق هر یک از جرم های فوق الذکر نیز تعریف شده است .

در تازه ترین اقدام برای برخورد تخصصی با مقوله حقوق بشر ، سازمان ملل متحد اقدام به تشکیل شورای حقوق بشر نموده که این شورا بصورت تخصصی به موضوعات و گزارشات مربوط به نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف پرداخته و متناسب با موضوع اقدامات خود را به شورای امنیت سازمان ملل متحد گزارش داده و راه حل های جلوگیری از آن را به شورای امنیت توصیه می نماید . البته تاکنون سازمان ملل متحد از اقدامات قهری خود علیه کشور ناقض حقوق بشر ( تحت این عنوان خاص ) استفاده نکرد .

 ب : حقوق بین الملل بشر دوستانه معاصر

          عصر رنسانس از مهمترین دوره ای است که به عصر روشنگری در زمینه حقوق بشر دوستانه و احترام به افراد در مخاصمات مسلحانه معروف می باشد . از مهمترین اندیشمندانی که در این زمینه فعالیتهایی را انجام داده ، می توان از جان لاک و ژان ژاک روسو و هانری دونان نام برد .

          جان لاک فیلسوف انگلیسی با ارائه نظرات حقوق طبیعی به این امر اعتقاد داشت که انسان به جهت خلقت و خوی انسانی خود قدرت حاکمیت بر خود را داشته و لذا از این طریق دارای یک حقوق فطری بوده و محدوده این حقوق تا جائی است که موجب تضییع حقوق دیگران نشود .

          ژان ژاک روسو نیز با کتاب قرارداد اجتماعی خود تحولی بنیادین در زمینه حقوق بشر دوستانه ایجاد نمود او می گوید «‌ایجاد جنگ در نتیجه روابط انسانها نبوده بلکه تضاد منافع یک دولت با دولت دیگر آن را بوجود می آورد و در این جنگها تمام سربازان بطور اتفاقی با هم دشمن شده اند . هنگامی که جنگ تمام شود آنها  هیچ دشمنی با هم ندارند . آنها سربازانی بوده اند که برای دفاع از خود جنگیده اند اما در اصل هر دوی آنها هموطن بوده اند و یکدیگر را دوست می داشته اند [9] » .

          روسو در ادامه به برخی از قواعد لازم الاجرا در جنگ مانند حفاظت از جان اسرای جنگی و غیر نظامیان ، لزوم حفظ جان افراد بعد از ترک مخاصمه و سایر قوانین و مقررات اشاره می کند . این افکار در بوجود آمدن انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 تاثیر بسزائی داشته و در تدوین قانون اساسی فرانسه بعنوان آزاد ترین و مردم سالارانه ترین قانون اساسی ، نقش مهم و اساسی را ایفاء نمود [10].

          اما اوج تدوین حقوق بشر دوستانه و ظهور حقوق بین الملل بشر دوستانه به شیوه مدرن و فعلی به سال 1859 و به جنگی که میان سربازان فرانسه و اتریش در شمال ایتالیا و در محلی تحت عنوان سولفرینو روی داده ، باز می گردد . این جنگ در مدت کوتاهی در حدود سی و شش هزار مجروح داشته که بدون هر گونه مراقبت و محافظتی در وسط میدان جنگ رها شده و با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کردند و هیچکس بفکر درمان و یا انتقال این مجروحان به پشت جبهه نبوده است . در همین حال یک بازرگان جوان سوئیسی به نام هانری دونان[11] که از دیدن این صحنه رقت انگیز بسیار متاثر شده بود، به کمک افراد محلی یک حرکت امدادی را برای نجات مجروحین و انتقال آنان به پشت میدان نبرد آغاز کرد . این امر موجب گردید که هانری دونان در بازگشت به کشور خود در کتابی تحت عنوان « خاطرات سولفرینو»  به بیان مشاهدات خود از جنگ مذکور پرداخته و برای کاهش سختی ها و آلام جنگ و خونریزی ، پیشنهاداتی را نیز بشرح ذیل ارائه نماید :

1 ) تاسیس یک جمعیت امدادی داوطلب در هر کشور که در زمان صلح آموزش های لازم را کسب کرده و در زمان جنگ صرفاً خدمات درمانی و امدادی ارائه دهند .

2 ) دولتهای متخاصم با تشکیل کنفرانس بین المللی بر یک اصل بین المللی با ضمانت اجرای لازم و متناسب در جهت حمایت از مبانی حقوقی حمایت از بیمارستانهای نظامی و پرسنل امدادی و درمانی اجماع نمایند .

          پیشنهاد اول دونان منجر به تشکیل صلیب سرخ جهانی ( هلال احمر ) در 17 فوریه 1863 گردیده و پیشنهاد دوم نیز منجر به تصویب کنوانسیون های ژنو گردید . 

ذکر این نکته نیز لازم است که در صده اخیر تلاش های صورت گرفته در زمینه حقوق بشر دوستانه از دو جنبه دارای ارزش و اهمیت می باشد . اول در جهت محدود کردن و در نهایت ممنوع کردن جنگ و حمله نظامی علیه کشور دیگر و دوم در جهت تدوین قوانین بشر دوستانه و احترام به افراد در درگیریهای مسلحانه و لذا به مجموعه قواعد و مقرراتی که در زمینه مقید نمودن و یا محدود و در نهایت ممنوع کردن جنگ پرداخته ، کنوانسیونهای« حقوق جنگ» یا « حقوق لاهه[12] » گفته می شود و به مجموعه قواعد و مقررات ناظر به حفظ حقوق افراد به«‌ حقوق بشر دوستانه » یا « حقوق ژنو [13] » معروف می باشند . کنوانسیون های لاهه در سالهای 1899 و 1907 به تصویب برخی از کشورهای جهان رسیده و کنوانسیون های ژنو در سالهای 1949 و دو پروتکل الحاقی به آن در سال 1977 مصوب گردید که در واقع این دو کنوانسیون حلقه ارتباط و اتحاد میان قوانین بشر دوستانه و قوانین جنگ می باشد . 

آمارها نشان می دهد که در حدود 80 % از جانباختگان جنگها و مخاصمات مسلحانه بعد از جنگ جهانی دوم را غیر نظامیان تشکیل می دهند . این آمار بسیار  تکان دهنده می باشد . افزایش برد توپخانه ها ، موشک ها ، هواپیماهای نظامی و گسترش تولید سلاح های کشتارجمعی ، جامعه بین المللی را به گسترش اعمال حقوق بین الملل بشر دوستانه به نفع غیر نظامیان و وضع قوانین و مقررات ویژه برای حفاظت و حمایت از آنان وا داشت . میزان تلفات غیر نظامیان در جنگ جهانی اول در حدود 24 میلیون نفر بوده که این فاجعه در جنگ جهانی دوم نیز تکرار گردید . این عوامل موجب حرکت کشورها به سمت وضع قوانین بین المللی در خصوص حقوق جنگ و حقوق بشر دوستانه گردیده که اوج این اقدامات وضع قوانین حقوق جنگ موسوم حقوق لاهه و حقوق بشر دوستانه موسوم به حقوق ژنو می باشد .

          در سال 1996 دیوان بین المللی دادگستری نظر خود راجع به ماهیت مقررات حقوق بشر دوستانه در جنگ را اعلام نمود . در قضیه مشروعیت کاربرد سلاحهای هسته ای ، دیوان اعلام داشت که مقررات حقوق لاهه ( حقوق جنگ ) و حقوق ژنو ( حقوق بشر دوستانه ) به قواعد و مقررات عرفی بین المللی تبدیل شده ودر حال حاضر هر دو مجموعه قوانین و مقررات بنام حقوق بشردوستانه بین المللی شناخته می شوند و مقررات پروتکل های1977 موید وحدت این دو شاخه از حقوق محسوب می شوند . دیوان ضمن برشماری اصول مندرج در متون و اسناد کنوانسیونهای ژنو و لاهه ،‌ اظهار داشت که حمایت از نظامیان و جمعیت و اهداف غیر نظامی ، ‌تفکیک بین رزمندگان و غیر رزمندگان ، منع وارد کردن رنج بیهوده به رزمندگان ازجمله اصول کلی حقوق بشر دوستانه بشمار می آید .

دیوان سپس به وجود اصل یا شرط مارتنس در مقررات حقوق بشر دوستانه نیز اشاره نموده است . مارتنس یک حقوقدان روسی بوده که پیشنهاد نمود که از آنجائیکه حقوق انسانی منبعث از خود آگاهی عمومی می باشد و آنگونه که بشریت و عرف ملل اقتضا می کند باید تحت مقررات حقوق جنگ قرار گیرد . وی این پیشنهاد را به این دلیل مطرح نمود که به سرنوشت قربانیان جنگ در حقوق لاهه توجهی نشده و مقررات خاصی برای آن وضع نگردید . 

          خصیصه عرفی بودن قوانین و مقررات حقوق جنگ و حقوق بشر دوستانه از آن جهت اهمیت دارد که همه دولتها اعم از دولتهای عضو معاهدات و یا کنوانسیونهای بین المللی و دولتهای غیر عضو ، می بایست به حقوق و تعهدات مندرج در کنوانسیونهایی که بر پایه حقوق عرفی تصویب شده اند، ‌پایبند بوده و نمی توانند خود را از شمول تعهدات اینگونه کنوانسیونها خارج نمایند. دیوان تاکنون از تائید ادعای « قواعد آمرانه [14]» حقوق بشر دوستانه امتناع نموده ولی در قضیه استفاده از سلاحهای هسته ای رای خود را اینگونه انشاء نمود که از شرایط مزبور این طور بر می آید که کاربرد سلاحهای هسته ای یا تهدید به کاربرد انها ، با قواعد حقوق بین الملل قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه ، ‌بویژه اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه مغایر است . 

بخش دوم اصول اساسی حقوق بشر دوستانه بین المللی

          معمولاً هر ساختار و یا مفهوم حقوقی بر روی یکسری پایه و اصول استوار بوده و تمامی قواعد و مقررات منعقده نیز در چارچوب اصول مذکور طراحی و در نهایت تصویب می شوند . مثلاً حقوق جنگ بر پایه اصل اساسی ممنوعیت توسل به زور استوار بوده و لذا توسل به زور و نیروی نظامی علیه سایر تابعان نظام بین المللی ، صرفاً در دو مقوله دفاع مشروع و امنیت دسته جمعی و آن هم تحت تدابیر و شرایط خاصی قواعد و مقرراتی در زمینه حمله نظامی علیه عضو خاطی جامعه بین المللی تدوین گردید .در زمینه حقوق بشر دوستانه نیر همانطورکه عنوان گردید اصل اساسی بر حفظ و حمایت از حقوق افراد و انسانها اعم از سربازان و غیر نظامیان در جنگ استوار می باشد که در این مقوله 6 اصل اساسی بشرح ذیل، چارچوب و سنگ بنای اقدامات بشر دوستانه را تشکیل می دهد:

1 ) اصل رفتار انسانی بدون تبعیض (رفتار انسانی و بدون تبعض با همه از هر نژاد ، جنس و ملیت و .... 

2 ) اصل ضرورت نظامی (‌ برای هر حمله نظامی می بایست دلایل توجیه کننده وجود داشته باشد ) . 

3 ) اصل محدودیت (‌ عدم استفاده از سلاح هایی که آسیب ها و جراحات بیش از حد وارد می کند ) .

4 ) اصل تفکیک (‌ تفکیک میان اموال ، ابنیه و اماکن نظامی و غیر نظامی )‌

5 ) اصل تناسب ( تناسب بین حمله و ضد حمله می بایست رعایت شود ) .

6 ) اصل حسن نیت ( اعمال روش های مسالمت آمیز حل و فصل اختلافات بین المللی با حسن نیت بمنظور پایان دادن به درگیری و ترک مخاصمه ) .

 

بخش سوم مروری اجمالی به برخی از اسناد بین المللی ناظر بر حمایت از افراد تا سال 1949 

           همانطور که در مباحث قبلی نیز بدان اشاره گردید ، تلاش های بسیار زیادی در جهت ممنوع کردن جنگ و تدوین قواعد حقوق بشر دوستانه در مخاصمات مسلحانه صورت گرفته که برخی از این تلاش ها منجر به انعقاد کنوانسیون ها و معاهدات بین المللی گردید. این معاهدات جزء منابع عرفی حقوق بین الملل محسوب شده و در سالهای بعد منشاء  تدوین مقررات جامع و کامل در زمینه حقوق بشر دوستانه گردید .

          از مهمترین کنوانسیون هایی که تا قبل از سال 1949 به تصویب کشورهای جهان رسیده ، عبارتند از :

1 - کنوانسیون بهبود وضعیت مجروحان نیروهای مسلح در میدان نبرد ، مصوب سال 1864 ژنو

2 - پروتکل الحاقی مربوط به شرایط مجروحان جنگی مصوب 20 اکتبر 1868

3 – اعلامیه سن پیترزبورگ در زمینه ممنوعیت استفاده از گلوله های انفجاری کالیبر کوچک مصوب 1868 سن پیترزبورگ

4 – اعلامیه نهائی کنفرانس بروکسل در سال 1874 درباره مقررات و رسوم جنگ ( این اعلامیه برای نخستین بار مرز و فرق بین افراد نظامی و غیر نظامی را تعیین نموده است . )

 5 - کنوانسیون ( سوم ) برای تطبیق اصول کنوانسیون ژنو آگوست 1864 بر جنگ دریائی لاهه مصوب 1899 ( این عهدنامه مشتمل بر دو قرارداد و سه اعلامیه در زمینه قواعد حقوق جنگ بویژه جنگهای زمینی و دریائی می باشد ضمن آنکه برای اولین بار به موضوع حقوق بشر در این گونه معاهدات و قراردادها پرداخته است . )

6 - کنوانسیون  ( دهم ) تطبیق جنگ دریائی با اصول کنوانسیونهای ژنو مصوب 1907

7 - کنوانسیون معافیت کشتی های بیمارستانی از پرداخت عوارض و مالیاتهایی که در زمان جنگ به نفع دولتها بر کشتی های تحمیل می شود مصوب دسامبر 1904

8 - کنوانسیون بهبود وضعیت مجروحان  و بیماران نیروهای مسلح در میدان جنگ مصوب 1906

9 – پروتکل ژنو درباره منع استفاده از گازهای خفقان آور، سمی ، میکروبی و یا مشابه آنها مصوب 1925 ژنو

10 - کنوانسیون بهبود وضعیت مجروحان  و بیماران نیروهای مسلح در میدان جنگ مصوب 1929

11- کنوانسیون (‌یازدهم ) در مورد محدودیت های خاص ناظر بر اعمال حق دستگیری در جنگ دریائی مصوب 1907

12 - کنوانسیون ناظر بر رفتار با اسرای جنگی مصوب 1929 ژنو

13 – پروتکل لندن در خصوص ممنوعیت حمله به کشتی های بازرگانی و یا زیر دریائی مصوب 1936

          تمامی کنوانسیونها و پروتکل ها مذکور بر دو اصل حمایت از مجروحان و مصدومان جنگها و همچنین حفظ حقوق اسرای جنگی بدون هیچ گونه تبعیض نژادی، مذهبی ، قومی و ملیتی استوار می باشند . هر چند در برخی موارد مانند جنگ جهانی اول و دوم این قوانین و مقررات نقض گردیده ولی صرف تصویب این قوانین نشان دهنده توجه جامعه جهانی به حفظ حرمت ها و حدود در جنگ ها بوده است . از مهمترین مواردی که میتوان بعنوان نقض قوانین بشر دوستانه از آن یاد کرد ، عبارتند از : هلوکاست و کشتار بی رحمانه یهودیان توسط ارتش نازی در کوره های آدم سوزی و کشتار بی رحمانه و بیگاری ( کار اجباری )‌ اسرای جنگی توسط متفقین و متحدین ، اعدام دسته جمعی اسرای جنگی ، بکار گیری آنان بعنوان سپر های انسانی در مقابل دشمن ، بمباران شهرهای اروپائی در دو جنگ جهانی اول و دوم بطوریکه شدت این حملات به مناطق غیر مسکونی و شهرها و روستاها به حدی بوده که تقریبا ً بسیاری از شهرهای معروف اروپائی بین 50 تا 95 درصد تخریب شده و آثار باستانی ، مراکز تجاری ، جاده ها و محورهای مواصلاتی بطور کامل از بین رفته است . بمباران های کور و بدون هدف توسط هواپیماها و همچنین پرتاب گلوله های توپ و سایر تسلیحات نطامی از مهمترین عوامل تخریب شهرها بوده است ، ضمن آنکه پس از اشغال شهر توسط نیروهای دشمن ، آثار باقیمانده از آماج حملات هوائی و توپخانه ای ، یا تخریب می شد و یا اینکه با استفاده نامناسب از آنها به مرور زمان قابلیت بهره برداری و انتفاع خود را از دست می داد .

 بخش چهارم – کنوانسیونهای چهار گانه ژنو

          نقص و سستی جامعه ملل در جلوگیری از جنگ جهانی دوم و عدم ممنوعیت کامل توسل به زور در قوانین مربوطه و همچنین عدم حضور کشورهای موثر در ترکیب جامعه ملل و سایر عوامل دیگر که از ذکر آن در این مجال خودداری می گردد ، جنگ جهانی دیگری را بر مردم مظلوم جهان تحمیل نموده که آثار زیانبار خود را کل جهان از آمریکا تا شرق دور بر جای گذاشت . نقض مکرر حقوق بشر دوستانه ، عدم رعایت حقوق جنگ و مخاصمات مسلحانه ، استفاده ایالات متحده آمریکا از بمب اتمی جهت بمباران شهرهای هیروشیما و ناکازاکی و انهدام و بمباران مناطق مسکونی شهرهای اروپائی توسط کشورهای درگیر در جنگ و کشاندن جنگ به محدوده ها و افراد غیر نظامی موجب گردید که تلاش و اقدامات جهانی در جهت تدوین حقوق بشر دوستانه و ممنوعیت توسل به زور مضاعف شده که اوج این تلاش ها را می توان در تصویب منشور ملل متحد که در آن توسل به زور بطور کلی ممنوع گردیده و همچنین کنوانسیون های چهار گانه ژنو مصوب سال 1949 مشاهده نمود .

          دولتهای شرکت کننده در کنفرانس ژنو که از تاریخ 21 آوریل تا 12 آگوست سال 1949 میلادی در ژنو گردهم آمده بودند ، در خصوص موارد مشروحه ذیل  به توافق دست یافته و کنوانسیون را امضا نموده اند :

1 – بهبود سرنوشت مجرومین و بیماران نیروهای مسلح هنگام اردو کشی ( کنوانسیون اول )

2 - بهبود سرنوشت مجرومین و بیماران و غریقان نیروهای مسلح در دریا ( کنوانسیون دوم )

3 – قرارداد راجع به معامله با اسیران جنگی ( کنوانسیون سوم )

4 – قرارداد راجع بحمایت از افراد کشوری در زمان جنگ ( کنوانسیون چهارم )

          در ابتدای این کنوانسیون تصریح شده که دول متعاهد تعهد می نمایند که این قراردادها را چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ رعایت نموده و به آن پایبند باشند . از مهمترین اقداماتی که در کنوانسیون اول ممنوع گردیده عبارتند از : گروگان گیری ، لطمه به حیثیت و یا تمامیت بدنی و قتل .

کنوانسیون اول در ده فصل به بیان قوانین و مقررات بشر دوستانه پرداخته است . در فصل اول به بیان مقررات عمومی پرداخته و در فصل دوم به وضعیت مجروحان و بیمارن نیروهای مسلح توجه نموده است . در فصول بعد به تشکیلات موسسات بهداری ، کارکنان و ابنیه و اموال آن پرداخته است .

          در کنوانسیون دوم ژنو علاوه بر تاکید بر مسئولیت دولتها در زمینه حفاظت از مجروحان و بیماران، ‌به موضوع  غریق شدگان در دریا نیز اشاره شده است .

          در کنوانسیون سوم نیز به موضوع اسرای جنگی و تعهدات دولتها در زمینه حفظ حقوق اسرای جنگی پرداخته شده و ضمن ارائه تعریف دقیق از مفهوم اسیر جنگی به شرایط و ضوابط حفظ اسرای جنگی در زندانها وحقوق وتعهدات دولتها اشاره گردید. شرایط نگهداری اسرا ، البسه ،‌تغذیه ، بهداشت و پرستاری ، آزادی های مذهب و فعالیتهای بدنی ،  انتظامات ، درجات اسرای جنگی ، انتقال اسرای جنگی پس از ورود به بازداشتگاه ، کار اسرای جنگی و ممنوعیت اشتغال بکار اسرا در کارهای نا سالم و خطرناک ، منابع مالی اسرا و و روابط اسرا با خارج از بازداشتگاه و روابط اسرا با مقامات رسمی و در نهایت پایان مدت اسارت اعم از مرگ ، آزادی و یا پایان جنگ دو کشور مواردی است که به تفصیل در این کنوانسیون به آن پرداخته شد .

          در کنوانسیون چهارم به موضوع حمایت از افراد کشوری در مواقع بروز جنگ پرداخته و ناظر بر مجموع اهالی کشورهای درگیر در جنگ بدون هیچ گونه تبعیض از حیث نژاد ، ملیت ، مذهب و عقیده سیاسی می باشد . بررسی مقررات مشترک بین اراضی دول متخاصم و اراضی اشغالی ، وضعیت حضور خارجیان در خاک دولت متخاصم ،‌ قاعد مربوط به رفتار با بازداشت شدگان ، اماکن بازداشتگاه  ، ‌غذا و پوشاک و بهداشت بازداشت شدگان و پرستاری از آنان و سایر مقرراتی تکمیلی دیگر که می بایست برای کلیه افراد داخل در سرزمین های اشغالی حکمفرما باشد ، ‌در این کنوانسیون قید گردید . 

          در این کنوانسیون علاوه بر اتخاذ تصمیمات فوق در زمینه حقوق بشر دوستانه ، چندین تصمیم به اصطلاح سیاسی نیز بشرح ذیل اتخاذ گردید :‌

          _ لزوم ارجاع احتلافات به دیوان بین المللی دادگستری

          _ ایجاد و تاسیس یک سازمان بین المللی جهت اجرای قواعد و حقوق جنگ در صورت فقدان دولت حامی

          _ درخواست از صلیب سرخ جهانی برای تنظیم موافقت نامه در زمینه تعویض کارکنان بهداشتی و طرز تقسیم کارکنان بهداشتی در میان بازداشتگاهها بین دول متخاصم

          _ درخواست از دولت ها و جمعیت های ملی صلیب سرخ برای صدور کارت هویت برای کارکنان بهداری ها

          _ علاقمندی شدید کنوانسیون  به حل و فصل اختلافات بین دولتهای کوچک و بزرگ از طریق همکاری و توافق بین المللی و اینکه وضع قوانین و مقررات فعلی از منشا اندیشه های نوع پروانه بوده و ابراز امیدواری نسبت به اینکه دولتها هرگز نیازمند استفاده از این قوانین و مقررات نباشند .

          _ لزوم تعیین کمک های مالی منظم برای انجام اقدامات لازم توسط کمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی .

بخش پنجم – پروتکل های الحاقی به کنوانسیون های  ژنو در خصوص حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بین المللی و غیر بین المللی

           کشورهای صلح دوست و حافظ حقوق بشر دوستانه علاوه بر تصویب کنوانسیون های چهار گانه ژنو در خصوص حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بین المللی در یک روند تدریجی تاریخی و بمنظور تقویت و توسعه حقوق بشر دوستانه در مواردی که قوانین و مقررات خاصی وجود نداشته و یا مقررات مذکور برای پوشش کامل تعهدات دولت های متخاصم دارای نقص اساسی بوده است ، اقدام به وضع پروتکل های الحاقی به کنوانسیون های اصلی نموده که از مهمترین این پروتکل های دو پروتکل الحاقی به کنوانسیون ژنو 1949 می باشد . پروتکل اول که در ژوئن 1977 در ژنو به تصویب رسیده، به موضوع اصلی حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بین المللی پرداخته است . هر چند که به استناد بند 3 ماده یک ، به این موضوع در کنوانسیونهای ژنو پرداخته شده و بیان مجدد آن در این پروتکل جنبه تکمیلی دارد ، ولی این پروتکل موارد جزئی و تخصصی خاصی را نیز به آن اضافه نموده ضمن آنکه دامنه شمول کنوانسیون های ژنو 1949 به افراد را توسعه داده است . مهمترین بند آن مربوط به بند 2 ماده یک می باشد که می گوید « غیر نظامیان و یا رزمندگان در مواردی که تحت شمول پروتکل حاضر یا سایر موافقتنامه های بین المللی نباشند ، همچنان مشمول حمایت و اقتدار اصول حقوق بین الملل خواهند بود که از عرف مسلم و اصول انسان دوستانه و ندای وجدان عمومی ناشی می شود » . در واقع این بند دامنه اقتدار و صلاحیت کنوانسیونهای ژنو را از نظامیان و غیر نظامیان فراتر برده و به کلیه افرادی که ممکن است در یک نبرد مسلحانه خواسته و یا ناخواسته درگیر شوند، تعمیم داده است . این یکی از نکات بسیار مثبت این پروتکل الحاقی می باشد که خود را درگیر به افراد خاصی نکرده است .

          گرایش کلی پروتکل الحاقی اول که در حدود 170 کشور نیز آن را به تصویب رسانده اند بر حفظ حقوق غیر نظامیان و نظامیانی که از کشور خو

/ 0 نظر / 403 بازدید