ایران سر زمین پایدار و تاریخی 2 و پایانی

:: ائیرینه

این واژه در فرس هخامنشی آریا و در پهلوی اران است و آریارامنا (آریارمن) نام جد داریوش بزرگ مشتق شده از همین واژه میباشد. ائیرین در اشتات یشت بند یکم و در دو سیروزه کوچک و بزرگ بند نهم آمده است که به عنوان صفت استفاده شده است. یعنی منسوب به آریا. استاده پورداوود هرکجا به واژه ائیرینه وئیجه برخورده است آن را به معنی آریا ترجمه کرده است ولی در همه جا ذکر کرده است که این همان ایران کنونی است که نشان از مقدس بودن نامش در تمامی متون دینی باستانی حکایت دارد. در کتاب یشتها استاد پورداوود آمده است شکی نیست که ایرانیان باستان خودشان را آریاییها مینامیدند. خود واژه ائیریه (آریا) در معنی پارسی امروزی یعنی نجیب و شریف و نام قوم آریاست.
این نژاد هم اکنون بین هند و ایران تقسیم شده اند که از شاخه نژاد هند و اروپایی است. بخشی دیگر از این اقوام کهن در آلمان، یونان و روم نیز پخش میباشند. در فرس باستان این واژه آریه نامیده شده است. اقوام هند و اروپایی شعبه وسیعی از نژاد سفید هستند که در ایران، هند و اروپا ماندگار شدند و زبان هند و اروپایی نیز مختص آنان است . در اوستا نام ایران به عنوان مبدا اصلی آریایی نژادها معرفی شده است. حرکت آریایی ها به سوی ایران به بیش از 2000 سال پیش از میلاد مسیح باز میگردد.


:: ائیرینه وئیجه

جزو اول این واژه همان ائیرینه است (آریایی) ولی جزو دوم آن وئیجه سخنهای بسیاری را در خود جای داده است. در سانسکریت واژه بیجه موجود است که به معنی تخم و نژاد میباشد. خاورشناسان بر این باورند که کل این واژه به معنی نژاد آریایی در پارسی امروزی معنی میدهد. در حقیقت به خاکهایی که نژادهای ایرانی در آن ساکن هستند ائیرئینه وئیجه گفته میشود. ایران به هیچ وجهه محدود به مرزهای کنونی ایران نمیباشد.
نام ایران در اوستا و نسکهای باستانی پهلوی بسیار آمده است. در بیشتر این نوشته های کهن پس از آمدن نام ایران درود و ستایش اهورامزدا خدای یکتای ایرانیان پس از آن ذکر شده است.

واژه­ی «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «ایریه» (airya)، «اریه» (ariya)، «آریه» (arya) به کار رفته است. و نیز در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سرور و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مرد شایسته‌ی بزرگداشت و حرمت است و آریایی به‌زبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و به‌زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به‌زبان آریایی «airya» است.
ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.
در شاهنامه درباره­ی پسر سوم فریدون می‌خوانیم :
مر او را که بد هوش و فرهنگ و رای
مر او را چه خوانند؟ایران خدای
ایران در این‌جا به‌معنی جمع «ایر» یعنی آزادگان و «ایران خدای» به‌ معنی پادشاه آزادگان است.
ایرانیان و آریاییان هند که در روزگاران کهن زبان‌های آنان به یکدیگر بسیار نزدیک بود، خود را به این نام خوانده­‌اند.



داریوش بزرگ در نوشته‌های نقش رستم و شوش از خود، چنین یاد می‌کند:
«منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌های همه‌ زبان، شاه این بوم بزرگ پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی، پارسی، پسر یک پارسی، آریایی، از چهر آریایی (آریایی‌نژاد).»

اریه در نام «اریامنه» (ariyaramna) - اریامنه پدر اَرشام پدر ویشتاسب و ویشتاسب پدر داریوش است و «ایریه» در واژه‌ی اوستایی «ایرینه وئجه» (airyna.vaejangh) ایران‌ویج (ایران‌ویج در دید زرتشتیان هنوز هم به معنای بهترین و مقدس‌ترین بخش ایران و جهان است) و «اَیریوخشوثه» (airyo.xshutha) - اَیریوخشوثه کوهی که آرش، تیر انداز نامی ایران در زمان منوچهر پیشدادی از بالای آن تیری به سوی مشرق انداخت. و «ایره‌یاوه» (airyava)، ایرج (یاری کننده‌ی آریا) به‌کار رفته است.
در مورد کشورهای دیگر و اقوام آریائی که به اروپا مهاجرت کردند و نام ایران را نگاه داشتند، می‌توان «ایرلند» را نام برد (ایرلند = سرزمین ایرها = سرزمین آریاییان) و هم در آن‌جا است که هنوز معابد میترایی یعنی یادگار دوران فریدون از زیر خاک بدر می‌آید.

اریه و ایریه رفته‌ رفته به شکل «ایر» درآمد. ایرانیان در نوشته‌های پهلوی ساسانی، خود را به این نام و میهن خود را «ایران» نامیدند. ایرانیان در نوشته‌های پهلوی اشکانی «اریان»، در ارمنی «اران» (eran) یا «ایرانشتر» و در فارسی «ایرانشهر» نامیده می‌شدند.
ایران در زبان پهلوی دو معنی داشت: یکی آریاییان یا ایرانیان و دیگر سرزمین ایران.
شکلی دیگری از ایران «اریان» است. حمزه اصفهانی، دانشمند سده‌ی 4 میگوید: یک‌بار از مملکت «اریان» و هم «فرس» و به بیان دیگر «اریان» که ایشان پارسسیان‌اند. از این سخن پیداست که او اریان را در معنی جمع و به جای ایرانیان یا آریایی­ها بکار برده است.

در زبان پهلوی ساسانی به جای شهر (در معنی امروزی، شثرستان= شهرستان در فارسی) بکاربرده می‌شد و کیشور = کشور در فارسی به معنی یک بخش از هفت بخش زمین بود که به تازی «اقلیم» خوانده شده است. در زبان پهلوی از واژه‌ی «ایرانشثر»، کشور ایرانیان، کشور آریاییان خواسته و دریافته می‌شد.
ایران هم‌چنین منسوب به‌محل آن، به‌نژاد «ایر» یا جایگاه آریاییان گفته می‌شده و هم‌اکنون نیز به همان نسبت خوانده می‌شود. بخشی از پیام کی‌خسرو به افراسیاب‌ را ببینید :
به ایران زن‌ و مرد لرزان به ‌خاک
خروشان ز تو پیش یزدان پاک
که در این بیت : ایران به‌معنی کشور آریاییان است، یا :
دریغ‌ است، ایران که ویران شود
کنام پلنگان ‌و شیران شود
ابوسعید ابوالخیر در این چهارپاره (رباعی) ایران را به معنی جمع ایر آورده است :
سبزی بهشت و نوبهار از توبرند
آنی که به خلد یادگار از تو برند
در چین وختن، نقش‌ونگار از تو برند
ایران همه فال روزگار از تو برند

ایرانشهر نیز از نامهای دیگر سرزمینهای ایران است که خاورشناسان بر این باورند ماد خرد و بزرگ یا آتروپاتان (همان آذربایجان امروزی) و کردستانات نخستین زادگاه سرزمین ایرانشهر است. عده ای دیگر بر این باورند ایران ویچ همان آذربایجان امروزی است. این افراد با استناد بر بند دوازدهم از فصل 29 بندهش پهلوی نخستین زادگاه ایران ویچ را از آران و قفقاز و اطراف آذربایجان میدانند. عده ای دیگر شهر ایرانی خوارزم (بین ازبکستان و ترکمنستان) را زادگاه ایران ویچ میدانند. در وندیداد و کتیبه های خوارزم ایران ویچ را شهری بزرگ و سرد خوانده اند. به هر روی بین این دو نظریه اختلاف وجود دارد ولی چیزی که بر همگان آشکار است این است که معنی واژه ایران در پارسی امروزی یعنی خواستگاه و سرزمینهای آریایی.
بخشی از این سرزمینهای آریایی ایران که توسط سلاطین قاجار طی قراردادهای تحمیلی گلستان و ترکمانچای واگذار شد و قسمتهایی دیگر که توسط امپراتوری عثمانی و یا دخالت انگلیس متجاوز اشغال و تجزیه شد به شرح زیر است: کردستان سوریه، کردستان عراق، ازبکستان، تاجیکستان، آذربایجان، ترکمنستان، داغستان، ارمنستان، بلوچستان، پاکستان، افغانستان، گرجستان.



:::.. باز آفرینی از:

سیمای ایران
تاریخ شاهنشاهی هخامنشی
زندگی و مهاجرت آریاییان
تاریخ پیامبران و شاهان
آریامهر
آریامن

/ 2 نظر / 12 بازدید

[ماچ]

[ماچ]