راهبرد هسته ای دولت نهم : شعار ها و واقعيات ۱

بسمه تعالی

       در این نوشتار در صدد آن هستم که تحلیلی خود را از برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ایران بویژه در دوره دولت نهم ارائه نمایم . این مقاله را با مقدمه ای کوتاه اغاز می کنم . موضوع فعالیت به اصطلاح غیر صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران از اواسط دولت هفتم بریاست آقای خاتمی مطرح شده و از آن زمان تاکنون نیز بعنوان مهمترین موضوع داخلی و بین المللی در ایران و در سطح سایر کشورها و سازمانهای بین المللی مطرح بوده و در پاره ای از موارد اتخاذ تصمیمات لازم و اساسی را تحت شعاع خود قرار داده است . این مقوله نیز بدنبال افشا برخی از اطلاعات ماهواره ای از تاسیسات اتمی نطنز که گفته می شود توسط منافقین و آمریکا عکسبرداری شده مطرح و از آن زمان تاکنون همواره مستمسک دشمنان ایران در محافل و مجامع بین المللی جهت محکوم نمودن فعالیتهای ایران قرار گرفت . این موضوع در کنار برخی از مسائل جنبی دیگر مانند حقوق بشر و موضوع  نحوه تعامل ایران با کشورهای  همسایه مانند افغانستان و عراق و شیعیان مقیم این کشورها با هم در آمیخته و چهره ایران را بعنوان خبرسازترین کشور در عرصه بین المللی در سال ۲۰۰۶ مطرح نموده و متاسفانه بدلیل پوشش خبری مناسب از سوی کشورهای غربی چهره نا مطلوبی از ایران را در عرصه بین المللی به جهانیان القا نمود .

      بدنبال مطرح شدن موضوع فعالیتهای هسته ای ایران از ابتدا تاکنون بنظر می رسد سه مرحله با سه تفکر مختلف در عرصه دیپلماسی برای مقابله با آن در دستور کار دولتمردان جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته که در برخی از زمانهای نیز این تلاشها موفقیتهایی در بر داشته و لی در برخی از زمانها نیز شکستها و ناکامی هائی را نیز با خود همراه داشت  .

     در دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی و در اوایل مطرح شدن این بحث تلاش گردید که بطور کامل فعالیت هسته ای ایران انکار شده و این موضوع بعنوان شانتاژ و تبلیغات منفی غرب علیه ایران مطرح گردد و یا اینکه این اقدام را در راستای حق مسلم ملت ایران جهت استفاده صلح آمیز از فواید انرژی هسته های و کاملا صلح آمیز عنوان نمود . این دیپلماسی هر چند در نهایت به نتیجه خاصی منتج نگردید ولی در وادی امر توانست زمان قابل توجه ای را برای ایران و دولتمردان ایرانی جهت بررسی راههای مختلف مقابله با این توطئه دشمن بدست آورده و کشورها و سازمانهای دخیل  بین المللی مانند سازمان بین المللی انرژی هسته ای را مشغول به یافتن فرضیه های مختلف اثبات نظر آنان مبنی بر تلاش ایران جهت دست یابی به فعالیت های غیر صلح امیز مصروف نماید و بالاخره نیز این کشورها بویژه آمریکا و اتحادیه اروپا نیز توانسته پیروز این مبارزه درآمده و موضوع هسته ای ایران را با اولویت خاص در دستور کار سازمان بین المللی انرژی اتمی قرار دهند .

     از این پس رویکرد انکاری دولتمردان جمهوری اسلامی ایران تغییر نسبی داده و به رویکردی جدید با تاکید بر حقوق ملتها  به استفاده صلح آمیز از انرژی تبدیل شده و در این راستا نیز مذاکره با سازمان های فنی بین المللی در جهت اثبات صلح أمیز بودن فعالیتهای هسته ای ایران در دستور کار قرار گرفت و در این راستا چندین هزار ساعت مذاکرات دیپلماتیک بین مقامات مسئول جمهوری اسلامی ایران با نمایندگان سازمان انرژی اتمی و در مرحله ای نیز با مسئولین اتحادیه اروپا برگزار شد .

       این تلاشهای که تا پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی ادامه داشت حداقل فایده آن این بود که از بحرانی تر شدن اوضاع و کشیده شدن موضوع به سمت بک بحران بین المللی جلوگیری نموده ضمن اینکه دولت ایران همواره از اصول و برنامه های خود دفاع نموده و ذره ای از آن عدول ننمود  . مسئولین امر در آن زمان اعتقاد داشتند که می توان موضوع فعالیت هسته ای ایران را از طریق مذاکره حل و فصل نمود و نیازی به ایجاد تنش و بحرانهای احتمالی نمی باشد و لذا در آن زمان موضوع فعالیت هسته ای ایران در دستور کار سازمان بین المللی انژی اتمی بوده و سازمانهای دیگری مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد در آن دخالت ننموده و اقدام قهر آمیز خاصی علیه ایران به تصویب نرسانند .

     مداخله اتحادیه اروپا در موضوع هسته ای ایران را نیز می توان یک مداخله مثبت در جهت کاستن از فشارهای آمریکا در جهت اعمال روشهای و برنامه های آمرانه و نابرابر خود در جهات ارزیابی نمود . در واقع اتحادیه اورپا سعی داشت با در دست گرفتن نبض مذاکره با ایران در خصوص مسائل هسته ای این موضوع را به نتیجه خوب و معقولی منتیج نموده تا از یکه تازی آمریکا در خصوص دخالت در این موضوع به نفع مطامع غیر معقولانه خود جلوگیری نماید و از تکرار فاجعه حمله به کشورهای عراق و افغانستا ن توسط نیروهای آمریکائی تحت پوشش دمکراسی و دفاع مشروع بویژه پس از حملات ۱۱ سپتامبر جلوگیری نماید .

      نمایندگان اتحادیه اروپا قصد داشتند در این وادی پیروز میدان شده  تا هم از دخالتهای آمریکا در موضوع هسه های ایران جلوگیری نموده و هم در مقابله آمریکا جبهه متحدی را تشکیل دهند چراکه فقدان این جبهه در میان کشورهای اتحادیه اروپای موجب ضررهای فراوان معنوی و پرستیزی به این کشورها شده و اقتدار جهانی آنان را به خطر مواجه می نمود که نمونه بارز آن را می توان در حمله آمریکا به عراق جستجو نمود .

       اقدامات اتحادیه اروپائی و موفقیتهای آن در رسیدن به تفاهم  نسبی با دولت هشتم بریاست آقای خاتمی در بحث هسته ای ایران موجب این امر گردید که اتحادیه اروپا بتواند در عرصه بین المللی خودنمایی نموده و دولتمردان آمریکائی را متقاعد و متعهد نماید که در موارد آتی موضوعات مهم بین المللی حتما می بایست نظر اتحادیه را جلب و جذب نموده تا با همکاری و مساعدت دو قطب یعنی آمریکا و اتحادیه اروپائی اقدام  بین المللی در آن موضوع اعمال گردد . 

       در سومین مرحله نظری که با شروع بکار دولت جدید آقای احمدی نژاد اهتمام ویژه ای بر آن معمول گردید بحث کفتگوی انتقادی با غرب و اروپا بود که این امر با آغاز بکار رسمی غنی سازی اروانیوم  در ایران همزمان شده و این دو موضوع و تغییر مذاکره کنندگان هسته ای سبب شد که روند مذاکرات هسته های ایران با همتایان اروپائی خود تغییری ۳۶۰ درجه ای بخود گیرد و دولت نهم را در موضوع هسته ای با چالشی عجیب و بسیار مهم مواجه نماید .

    هر چند بلحاظ داخلی با تلاشهای مسئولین قبلی ۱پرونده هسته ای با دید بسیار منتقدانه و حتی خیانتکارانه نگریسته شد و لی در عرصه بین الللی در وادی امر اصل بر ادامه گفتگوهای دوجانبه با سازمان بین المللی انرژی اتمی و نمایندگان اتحادیه اروپائی بود ولی نوع  شرایط  افراد و نحوه گفتگو با طرف مقابل تغییر ماهوی و شکلی کاملی بخود گرفته بود که تحلیل این موضوع را به بعد موکول می نمایم .

سلطان احمدی    

/ 1 نظر / 22 بازدید
اميرحسين

اطلاعات کامل بود .متشکرم