ایران و سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای ( بخش دوم )

  ایران و سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای 

بس از طرح مباحث و مطالبی در بخش اول این گزارش تحت عنوان  « سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای در یک نگاه » ، سئوال اساسی اینجاست که جمهوری اسلامی ایران از پیوستن به سازمان شانگهای بدنبال چیست ؟ و آیا این پیوستن به نفع منافع ملی کشور بوده و یا با آن تضاد داشته و مانع از تحقق برخی از خواسته های ایران در صحنه روابط بین الملل و همچنین در روابط دو جانبه با کشورهای عضو اصلی این پیمان می شود ؟؟

ایران سیاست همگرائی و همکاری منطقه ای را در سالهای اخیر در دستور کار خود قرار داده چراکه معتقد است اتخاذ این نوع سیاست در مجموع با اهداف، راهبردها و سیاست های خارجی ایران مصرحه در قانون اساسی و همچنین شرح وظایف دستگاه دیپلماسی کشور تطابق داشته و لذا برتری و رجحان روابط با همسایگان ، کشورهای مسلمان و کشورهای در حال توسعه همگی مطمح  نظر دولتمردان ایرانی در دوره های مختلف قرار داشته است .  

وضعیت ژئوپلوتیکی و ژئو استراتژیک ایران منحصر بفرد می باشد . تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایران تنها از مزیت های خود در سطح بسیار محدود و تنها در حوزه های خلیج فارس و خاورمیانه استفاده می نمود . ولی پس از وقوع حادثه  دسامبر 1991و بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به یکباره فرصت های متعددی در شرق، شمال شرق و شمال غرب کشور بر روی ایران گشوده شد. 10 کشور جدید در قفقاز، آسیای مرکزی و کناره خزر به یکباره به ایران موقعیت جدیدی در همکاری های خود با کشورهای همسایه اش بخشیدند و نگرانی های امنیتی ایران ناشی از همسایگی بایکی از دو ابر قدرت جهان منتفی شد .

ایران در سالهای انتهایی قرن بیستم ء نگاه عمیق تری به کشورهای ماوراء همسایگان جدید انداخت و عمق استراتژیک خود را در همکاری با کشورهای آسیایی یافت. چین، هند، مالزی و اندونزی کشورهایی بودند که با توجه به هویت آسیایی خود ، جمعیت فراوان، رشد سریع و پیشرفت در بخش های صنعتی و تکنولوژیک توجه ایران را جلب نمودند. همچنین در سالهای اول قرن بیست و یکم به تدریج بازار تقاضای انرژی بصورت کلی و سوخت های فسیلی بصورت خاص از اروپا و آمریکا به شرق متمایل گردید و با توجه به نیاز فزاینده به نفت و گاز در کشورهای چین، ژاپن ، کره جنوبی و هند، ایران تعادل عرضه و تقاضا را در تعامل بیشتر با کشورهای آسیایی دید . مسائل فوق بروز مشکلات در موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران و در نهایت ارسال پرونده هسته ای ایران از سازمان بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل متحد و متعاقب آن تصویب 3 قطعنامه در جهت تحریم های عمده تکنولوژیکی، علمی، مالی و تهدید به استفاده از تحریم های گسترده تر موجب گردید که نگاه  ایران به روابط با غرب و آمریکا همواره توام با نگاه امنیتی و سیاسی شده و لذا در چنین حالتی گرایش به کشورهای آسیایی می تواند به ایران این مجال را بدهد که اولا برنامه ریزی برای استفاده از ظرفیت همکاری با کشورهای شرقی و شمالی خود برای روزهای سخت را در ذهن داشته باشد و ثانیا از پتانسیل این کشورها برای مقابله با تحریم ها و تهدیدات استفاده نماید.   

این تغییر با اشتیاق کشورهایی مانند چین برای استفاده از راه های جدید برای تامین انرژی و دسترسی به بازارها جدید برای کالاهای چینی همزمان است . چین از یک سو امیدوار است که شریک استراتژیک برای آمریکا باشد ، از طرف دیگر منافع اقتصادی علاوه بر منافع سیاسی و امنیتی در ایران دارد که نمی تواند از آنها چشم پوشی کند چین گرچه مستقیماً اقدام به بلوکه کردن تحریم امریکا علیه ایران نخواهد کرد اما تمامی سعی خود را بکار خواهد بست تا این تحریمها محدود باشند . این کشور گریز گاههایی را وارد تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال برنامه هسته ای ایران خواهد نمود که منافع چین در قبال ایران و آمریکا را تامین نموده و تعادلی را ایجاد خواهد نمود . برخی از تحلیلگران معتقدند که در صورتیکه آمریکا تحریمهای مالی را علیه ایران به اجرا گذارد چین تن به این مسئله نداده و همین امر این کشور را بعنوان گزینه جدید و شاید آخرین گزینه برای ایران مطرح شود و لذا شرکتهای چینی فرصتهای استثنائی برای سرمایه گذاری در ایران بیش از پیش خواهند یافت و این فرصتهای مغتنمی را برای توسعه حوزه نفت بخشهای علیائی سواحل خود ارائه داده و چین علاقمند به سرمایه گذاری در این بخشها می باشد . علاوه بر آن چین مصرف کننده مواد معدنی  قابل توجه ایران است مضاف اینکه ایران برنامه توسعه بلند پروازانه ای را در سر دارد و بازار بزرگی برای خرید ماشین آلات چینی و دیگر محصولات این کشور در ایران وجود دارد که با کناره گیری کردن شرکتهای غربی از سرمایه گذاری در ایران بازار ایران عرصه ای برای سرمایه گذاری چینی ها خواهد شد . این تحلیل بنظر درست می رسد چرا که شواهدی از تحقق آن ، از هم اکنون در سطوح مختلف اقتصادی ایران قابل رویت می باشد .

وضعیت جهان پس از جنگ سرد برای چین چندان مساعد نبود . فروپاشی شوروی موجب کاهش اقتدار این کشور بر منابع نفت خاور میانه شده است . از دیدگاه چین ، ایران کشوری با قابلیتهای قابل توجه و لذا این کشور سعی می کند که تعادلی در مواضع خود در قبال ایران و آمریکا بوجود آورد .

برخی از تحلیلگران موافق با پیوستن ایران به سازمان همکاریهای شانگهای معتقدند که از آنجائیکه ایران با 15 کشور همسایه خود مرز مشترک زمینی دارد  و بیشتر این کشورها در گذشته بنوعی ایران را مورد تهاجم و یا تهدید قرار داده و یا این ظرفیت بالقوه را دارند که در آینده نیر با ایران خصومت ورزند ، لذا چرخش سیاسی جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه ایدئولوژیک به دیدگاه « کمتر ایدئولوژیک » و تاکید بر منافع ملی که یک نوع واقعگرائی را در سیاستهای ایران بهمراه داشته در یک برهه زمانی خاص لازم و مناسب بوده است . این نوع نگرش دیپلماتیک بویژه در زمانی که موضوع هسته ای ایران حاد شده که منجر به تصویب تحریمهایی علیه ایران نیز گردیده و علاوه بر آن مسائل حاشیه ای دیگر مانند قطعنامه های حقوق بشری علیه ایران تصویب شده که این عوامل ایران را در روابط با کشورهای جهان منزوی نموده و همچنین با توجه به تهدیدات امنیتی آمریکا و اسرائیل که نیروها و تجهیزات نظامی آنان در کشورهای همسایه ایران یعنی افغانستان و عراق و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس قابل رویت می باشد بجا و بموقع بوده و  که دو نتیجه ملموس را بهمراه داشته است  :

1 ) ایران تمرکز بیشتری بر برقرای روابط با کشورهای قدرتمند خارج از حیطه خاور میانه نموده است .

2 ) ایران تلاش می کند روابط با کشورهای پیرامونی را بهبود بخشد .

این دسته از تحلیلگران مسائل بین المللی معتقدند که چین در هر دو زمینه مشروحه فوق ، نقش مهم و حساسی را ایفا می نماید . برخی از دولتمردان ایرانی بویژه در سنوات اخیر چین را  قدرت در حال ظهور می بینند که می تواند سلطه جوئی جهانی آمریکا را تحت کنترل درآورده و آن را تقلیل دهد ضمن اینکه با توجه به نیاز روز افزون این کشور به منابع اولیه انرژی ،  این امکان وجود دارد که چین به بزرگترین وارد کننده و مصرف کننده نفت ایران تبدیل شده و در این راه گوی سبقت را از سایر کشور بویژه ژاپن برباید که به اعتقاد این گروه از تحلیلگران ، این امر نیز برای ایران مطلوب و پسندیده می باشد . هر چند در نقطه مقابل نیز تحلیلهای مخالف و متضادی نیز به چشم می خورد که به آنها پرداخته خواهد شد . .  

علاوه بر موضوع فوق چین نیز نگران تک مسیر بودن ورود نفت خام و گاز مایع از طریق اقیانوس هند به کشور خود بوده چراکه در مواقع بروز حادثه و احتمالا جنگ و درگیری دخالت احتمالی نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه در جریان این گونه مبادلات و تلاش در جهت محدود نمودن آن ، قطعی و بدیهی بنظر می رسد و لذا با توجه به این موضوع مهم ، چین لوله گذاری و استفاده از خطوط لوله جدید که از روسیه و قزاقستان عبور کرده و از طریق کوه های هیمالیا و تین شیان به چین وارد می شود را در دستور کار خود قرار داده چراکه اولا این خط لوله از دسترس نیروهای نظامی آمریکائی بدور خواهد بود و در ثانی امنیت انرژی چین را بهبود خواهد بخشید .  علاوه بر آن چینی ها امیدوارند که خط لوله ای نیز از ایران و یا دریای خزر از طریق خشکی به بخش های غربی کشور خود متصل نمایند . بازار مصرف در کشورهای افغانستان، آسیای مرکزی و ایران نیز آنقدر جذاب است که هزینه ایجاد راه های جدید از سینگ کیانگ به سمت قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان به سمت غرب را اقتصادی می سازد.

بنابر این دلایل فوق ، همگرایی بین ایران و کشورهای آسیایی در چارچوب توافقات منطقه ای مانند پیمان همکاریهای شانگهای، اکو و سازمان همکاری و امنیت آسیا ، مبین این حقیقت است که این یک بازی برد - برد است. اما تنها یک نکته باقی است که آیا پیوستن ایران به سازمان همکاری های شانگهای منزلت امنیتی ایران را ارتقا می دهد ؟

پاسخ آن است که بی شک هرگونه فعالیت همگرایانه با کشورهای مستقل به وضعیت بهتری برای ایران می انجامد، اما نگرانی های امنیتی ایران فراتر از محدود جغرافیائی و تهدیدهای نرمی است که در زیر چتر سازمان شانگهای قرار می گیرد. بجز تهدید افراط گرایی اسلامی از نوع طالبان، القاعده و فعالیت سازمان هایی مانند حزب التحریر در آسیای مرکزی که شانگهای می تواند در کنترل و یا محدود سازی آنان نقش ایفا نماید  نگرانی های عمده ایران در مناطق دیگر است. آینده عراق و موضوع جنگ داخلی و تجزیه احتمالی این کشور، حضور نیروهای خارجی بخصوص تعدد تجهیزات پیچیده نظامی و ارتباطی آمریکایی در خلیج فارس و بسیاری از کشوهای عربی همسایه ایران مانند عراق و افغانستان ، وضعیت سرزمین های اشغالی و دولت اشغالگر قدس و تلاش آمریکا برای ایجاد یک بلوک جدید متشکل از اعراب و رژیم اشغالگر قدس در برابر خطر نفوذ ایران در خاورمیانه، تشدید اختلافات بین شیعیان و اهل سنت بویژه در ماههای اخیر در کشور یمن که برخی از تحلیلگران این موضوع را رویاروئی ایران بعنوان تکیه گاه و حامی شیعیان الحوثی و عربستان بعنوان مدافع حقوق دولت یمن و ازدیاد فشار به کشورهای تولیدکننده نفت برای افزایش تولید در جهت کاهش قیمت آن  از جنس دیگرند و در مناطق دیگر ایران را هدف گرفته اند که احتمالا شانگهای نمی تواند به ایران در این موارد کمکی بنماید. بنظر می رسد ایران برای ارتقای سطح امنیت ملی خود ، باید به فکر استفاده سایر بازیگران مطرح در سطح بین المللی و مکانیزم های دیگر نیز باشد .

از سوی دیگر بنظر می رسد که عضویت در این سازمان در برقراری روابط مستحکم تر و عمیق تر دو جانبه بین ایران و برخی از کشورهای مهم عضو این سازمان مانند چین موانعی را ایجاد نموده است . چین میزبانی و انجام سفرهای دو جانبه مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران به کشور خود را محدود به زمان تشکیل نشستهای اجلاس مذکور و صرفا بمنظور شرکت در نشست های این سازمان نموده است و لذا تاکنون سفر و ملاقات رئیس جمهوری اسلامی ایران و حتی معاون اول ریاست جمهوری به چین در قالب گفتگوهای دو جانبه بدلیل مخالفت دولت چین ، برنامه ریزی نگردید . حال سوال اصلی اینجاست که آیا این سازمان می تواند واقعا پاسخگوی نیازهای امنیتی و استراتژیک ایران باشد تا حدی که ایران عضویت در سازمان فوق آن هم بصورت عضو ناظر را به انجام مراوادت دو جانبه و سفرها و گفتگوهای رسمی دو جانبه با کشورهای چین و روسیه ترجیح دهد ؟

برای پاسخ به سوال فوق ، این توضیح ضروری بنظر می رسد که یکی از دو گزینه های زیر برای آینده سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای در  اذهان متصور می باشد :

1- دیدگاه بدبینانه به آینده سازمان معتقد است که این مجموعه نیز مانند بسیاری از سازمان‌های همکاری منطقه‌ای در میان کشورهای در حال توسعه امکان چندانی برای رشد و توسعه همه‌جانبه و نقش‌آفرینی سیاسی در سطح بین‌الملل نخواهد یافت. عدم امکان نقش‌آفرینی به وضعیت سیاسی و همچنین اقتصادی سازمان ( چه در میان اعضا و چه در سطح بین الملل ) اشاره دارد . با توجه به وضعیت چین و روسیه در نظام بین‌المللی این دسته از تحلیل‌گران معتقدند که این دو کشور در آینده قابل پیش‌بینی قادر به ایفای نقشی مستقل و تعیین کننده نیستند. چون نقش آفرینی جدی در ارتباط با موضوعات مهم بین‌المللی، تقابل با سیاست‌های آمریکا تلقی ‌شده و لذا همانطوریکه در سطور بالا نیز اشاره گردید این دو کشور بنای مقابله با آمریکا را ندارند. به همین دلیل نیز سازمان نمی‌تواند به لحاظ سیاسی در خصوص مسائل مهم بین‌المللی نقش چندانی در معادلات قدرت جهانی ایفا نماید.

2- در مقابل، دیدگاه خوش‌بینانه عمدتاً به ظرفیت‌ها و قابلیت‌های درحال ظهور چین در نظام بین‌المللی تأکید می‌کند و معتقد است که این سازمان برای تحقق اهداف آتی چین و احیای نسبی نقش روسیه در ساختار نظام بین‌المللی طرح‌ریزی شده است. رقابت‌ میان قدرت‌های بزرگ و مخالفت با یکجانبه‌گرایی و تمایل قدرت‌های بزرگ برای ایفای نقش فعال‌تر در نظام بین‌الملل فرصت جدیدی برای بازیگری این سازمان به وجود خواهد آورد. و لذا به اعتقاد این دسته ، روز به روز بر قدرت سیاسی و تاثیر گذازی در سطح منطقه ای و بین المللی سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای افزوده خواهد شد و در یک عبارت کلی آینده سازمان بسیار فعال ، پویا و مثبت ارزیابی می شود .

حال با آگاهی از دو تئوری فوق الاشاره و با توجه به شرایط موجود در سطح منطقه ای و بین المللی ، سه سناریو برای آینده سازمان همکاری شانگهای قابل تصور می باشد :  

- اول، تداوم وضعیت کنونی که مستلزم سطح محدودی از همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با تمرکز بیشتر بر مسائل آسیای مرکزی و برخی موضع‌گیری‌های صوری در سطح بین‌الملل است.

- دوم، گرایش سازمان به تقویت همکاری‌های اقتصادی میان کشورهای عضو و حرکت در جهت تبدیل شدن به یک سازمان اقتصادی منطقه ای و حتی فرا منطقه ای .

- سوم، حرکت در جهت تأکید بیشتر بر ابعاد سیاسی و امنیتی سازمان با هدف تقویت موضع اعضا در سطح بین‌المللی و ایفای نقش مؤثرتر در مسائل بین‌المللی و فرامنطقه‌ ای.

چشم‌انداز عضویت ایران در سازمان شانگهای

اگر عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای را در سطح استراتژیک امر مثبتی تلقی کنیم، در این صورت واقع‌بینی اقتضا می‌کند که در آغاز عضویت ایران از همه جهات چه از نظر ظرفیت‌ها ، توانمندی‌ها و یا محدودیت‌های آن مورد توجه قرار گیرد.

به طور مشخص، جمهوری اسلامی ایران در مورد نحوه و سطح همکاری با سازمان شانگهای دو گزینه را در پیش ‌رو دارد :

- اول، تداوم عضویت ناظر با هدف آگاهی از تصمیمات سازمان و مشارکت در زمینه‌هایی که احتمالاً در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد ؛ هر چند بنظر می رسد که این نوع نگرش در سطح کلی و در دراز مدت نفعی را برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران بهمراه نخواهد داشت ضمن آنکه مضرات آن بر روی روابط دو جانبه با کشورهای عضو این سازمان بویژه با دو کشور چین  و روسیه بمرور زمان ملموس تر خواهد بود . ضمن آنکه بنظر می رسد کشورهای عضو اصلی این سازمان از این وضعیت ایران در سازمان مذکور نیز رضایت داشته و در صدد آن نیستند که با توافق در جهت پذیرش ایران بعنوان عضو اصلی ، مانعی را برای تحقق  اهداف خود در آینده ایجاد نمایند و یا حداقل این پیش فرض را برای کشورهای اروپائی و آمریکائی ایجاد نمایند که این سازمان در نقطه مقابل با آنها قرار گرفته و قصد دارد با به اصطلاح پوشش دادن و حمایت از دشمن سرسخت آنها ، بنای تقابل و دشمنی را فراهم آورد .    

- دوم ، کوشش برای عضویت کامل و حضور فعال در سازمان با هدف ارتقای نقش منطقه‌ای و بین‌المللی آن ، هم در عرصه همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای و هم در عرصه موضع‌گیری‌های سیاسی بین‌المللی. در این خصوص نیز مشکلاتی وجود دارد که مهمترین آن به اساسنامه سازمان بویژه در موضوع مبارزه با افراطی گرایی اسلامی باز می گردد . در واقع جمهوری اسلامی ایران که همواره خود را مدافع حقوق مسلمانان جهان معرفی نموده نمی تواند عضویت در سازمانی را بپذیرد که دفاع از حقوق مسلمان را افراطی گری دانسته و دولتهای عضو را موظف به مبارزه با این گونه تفکرات و تئوریها نموده است .

در عین حال مزیت گزینه نخست این است که جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو ناظر بدون آنکه متعهد به اجرای تمامی تصمیمات سازمان باشد و یا در تمامی موضع‌گیری‌های سازمان مشارکت داشته باشد ، می‌تواند بر تصمیمات سازمان تأثیر بگذارد و احتمالاً در مواردی از مزایای موضع‌گیری‌ها و اقدامات جمعی سازمان بهره‌مند گردد. اما عیب و نقصان بزرگ این رویکرد آن است که ایران و یا سایر کشورهای عضو ناظر در تصمیمات اصلی و اساسی این سازمان حق رای و یا دخالت نداشته و صرفا بعنوان مستمع و یا نهایتا در حد ایراد یک سخنرانی در نشست سران سازمان حضور دارند و حتی قادر به حضور در برنامه های تشریفاتی و یا ضیافت رسمی که با حضور رهبران اعضا اصلی برگزار می شود نیز نمی باشند که این امر بلحاظ تشریفات و پروتکل خلاف شئونات بوده بویژه اینکه اگر رئیس جمهوری اسلامی ایران در راس هیات اعزامی به این کنفرانس باشد .  

در ارتباط با گزینه دوم یعنی عضویت دائم ایران در سازمان ، این امر مستلزم پذیرش تصمیمات و موضع‌گیری‌های سازمان خواهد بود. در حال حاضر، هنوز ابهاماتی در مورد اهداف و جهت‌گیری‌های کلان و دراز مدت سازمان وجود دارد و برای مفاهیمی چون مقابله با اسلام‌گرایی افراطی هنوز تعریف مشخصی ارائه نشده است. در ده سال گذشته با توجه به موقعیت روسیه و چین در سازمان همکاری شانگهای این سازمان عمدتاً بر مدار اهداف و مقاصدی که این دو کشور در نظر دارند، حرکت کرده است. چینی‌ها احتمالاً نگاه دراز مدتی به این سازمان هم از جنبه منافع اقتصادی و هم از جنبه امنیتی دارند.

از میان سناریوهای ذکر شده برای آینده سازمان، چنانچه سناریوی نخست یعنی تداوم وضعیت کنونی که مستلزم سطح محدودی از همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با تمرکز بیشتر بر مسائل آسیای مرکزی و برخی موضع‌گیری‌های صوری در سطح بین‌الملل می باشد ء تحقق یابد تلاش ایران برای عضویت کامل و یا تقویت سازمان چندان محلی از اعراب نخواهد داشت و مشارکت ایران در همین سطح کنونی می‌تواند کافی باشد ، تنها در صورتی که سازمان همکاری شانگهای در جهت تبدیل شدن به یک سازمان کاملاً اقتصادی گام بردارد ، عضویت کامل ایران در سازمان از توجیه بیشتری برخوردار خواهد بود.

نظریه : با توجه به جمیع ملاحظات ارائه شده فوق و همچنین روند مدیریت و سازماندهی سازمان همکاریهای شانگهای و همچنین اخبار نیمه رسمی واصله مبنی بر اینکه قرار است در اجلاس های آتی سازمان ، برای پذیرش اعضا جدید بعنوان عضو اصلی سازمان پیش شرط هایی نظیر عدم شمول شدن کشور درخواست کننده به قطعنامه ها یا تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد مذاکره و احتمالاٌ تصویب رهبران شرکت کننده قرار گیرد ، بنظر می رسد . در صورت تصویب چنین بندی در اساسنامه سازمان شانگهای عضویت چندین ساله ایران در این اتحادیه زیر سوال خواهد رفت و لذا خروج ضمنی جمهوری اسلامی ایران در طی یک دوره زمانی خاص از این سازمان مناسب ارزیابی شده و یا در صورت اقتضای شرایط به تداوم عضویت در این سازمان ، عضویت ناظر ایران در این سازمان بعنوان بهترین شکل حضور ایران در این سازمان تصور می گردد ولذا اصرار برای حضور بعنوان عضو اصلی در این شرایط خاص مناسب ارزیابی نمی شود .

      تهیه کننده :  کاظم سلطان احمدی  

/ 0 نظر / 165 بازدید