جنبش اصطلاحات و ناکامی ها

بسمه تعالی

        امروز در یکی از سایت های فارسی در خصوص خاطره تلخ آقای محتشمی پور از دوران حضور حود در مجلس ششم مطلبی را خواندم که برای من هم بسیار جالب و تازه بود و هم مایوس کننده و تاسف آور . موضوع بصورت کلی در خصوص صدور بیانه ای از سوی آقای خاتمی رئیس جمهور و رهبر جنبش اصلاح طلبی در خصوص لزوم پایبندی همه به مسائل ارزشی و دینی در جامعه بود که این بیانه با برخورد سرد و عدم تائید آن و صدور بیانه مجدد توسط اصلاح طلبان مجلس همراه گردید . هر چند در وادی امر این یک موضوع بسبار ساده بنظر می رسد ولی ماهیت و بطن کار نشان دهنده یکی از مهمترین دلایل عدم اقبال اصلاح طلبان در سه انتخابات پی در پی یعنی انتخابات مجلس هفتم شورای شهر دوم و همچنین انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری می باشد . آقای محتشمی پور عنوان نموده اند که طیف اصلاح طلب مجلس بدلیل آن از بیانیه ارزشی آقای خاتمی حمایت نکرده که ان را همانند بیانیه های افراد ارزشی و به اصطلاح حزب اللهی مانند الله کرم می دانستند و فکر می کردند که تصویب و یا تائید این بیانیه آنها را از جبهه اصطلاحات خارج نموده و به جبهه محافظه کاری وارد می نماید . این بزرگترین اشتباه استراتژیک اصلاح طلبات در دوره قدرت آنان بوده که امثال این حرکات نا پخته و خام در جریان اصلاح طلبی بوضوح قابل رویت و بیان می باشد .

        به جرات می توان ادعا نمود که افرادی مانند آقای مهاجرانی گنجی عبدی و .... با حرفهایی خود و یا با افکار اوهامی خود نه تنها باعث باور شدن درخت نوپا و تازه اصطلاح طلبی نشده بلکه موجبات خشک شدن شا خه های آن را فراهم آورده و در نهایت نیز در حال حاضر از این جنبش یک تنه نیمه خشکی وجود دارد که سعی می کند دوباره خود را به بار بنشاند ولی تا رسیدن به مراد مطلوب راه درازی در پیش است و می توان گفت که زحمات ده ساله برخی از اصطلاح طلبان واقعی در راه انجام اصلاحات در کلیه امور جامعه ایران بکلی از دست رفت و مجدد می بایست از صفر آغاز نمود . بطور مثال تشتت آرا و هدفمند نبودن افکار فردی مانند گنجی ( هر چند اینجانب ایشان را در زمره اصلاح طلبان نمی دانم ) در یک برهه از زمان موجب سو استفاده جناح رقیب شده و افکار وی را بعنوان افکار اصلاح طلبان ( بر انداز و مخالف اسلام و شریعت ) معرفی نمود که اینکار ضربه بزرگی را به این جنبش وارد نمود . آقای گنجی از ابتدا سعی در مخالفت با برخی از افراد نموده و سپس بدلیل آنچه که می توان ادعا نمود اشتباه نظام در نحوه برخورد با  وی و در نتیجه پر و بال دادن بیشتر به وی و معرفی وی بعنوان مخالف نظام که بالطبع حمایتهای بین المللی را برای وی در بر داشت دامنه مخالفت خود را گسترش داده و زبان به انتقاد از نظام حکومتی ولایت فقیه و شخص رهبر گشوده و در نهایت نیز کل سیستم حکومتی ایران را مورد حمله و هجوم قرار داد در حالیکه می شد در ابتدای امر با کمترین بها و هزینه جلو چنین افکاری را گرفت و از گسترش دامنه آن جلوگیری نمود .

    همانند اقدامات فوق در دوره تصدی اصلاح طلبان در جامعه فراوان بوده و این امر موجبات سو استفاده رقیب و متهم نمودن این جریان به تلاش برای براندازی نظام اسلامی و همچنین عدم توجه سران اصلاح طلب به قران و مفاهیم اسلامی و تلاش در جهت لائیک نمودن کشور گردیده که ایجاد این جبهه روانی موثر و کارساز بوده بطوری که پیروزی در چهار انتخابات پی در پی را برای آنان که آخرین آن انتخابات سومین دوره شوراهای شهر می باشد در بر داشت . حال می بایست از این تجریه تلخ درس گرفت و در سال ها آتی نرتکب چنین اشتباهاتی نگردید .

        عدم حمایت از حرف و یا بیان منطقی برخی از افراد آن هم افراد شاخصی مانند آقای خاتمی بدلیل صرف نگرشهای حزبی ، ‌بها دادن به افکار و یا افرادی که حزب باده بوده و از افکار خاص و مشخصی ییروی ننموده و باری به هر جهت می شوند و بدنبال استقرار دولت جدید خود را هماهنگ با آن دولت معرفی نموده و سعی در حفظ و یا کسب مقام بالاتر در دولت جدید می نمایند و در نهایت عدم توجه به منویات و خواسته های جامعه بویژ جامعه اسلامی و متدین ایران و یا اعلام نکردن اقدامات انجام شده در خصوص مسائل مورد علاقه مردم می تواند موجبات ایجاد سد و جلوگیری از ادامه راه یک جریان فکری را فراهم آورده و موجب استیلا و برتری حزب رقیب می گردد  . 

      در خاتمه اشاره می گردد که این روش اگر در دولت محافظه کار فعلی نیز اجرا گردد ( که بنظر می رسد در حال اجرا شدن می باشد مانند تخصیص پستهای متعدد به آقایان الهام و .... و یا حمایت از افرادی مانند رحیمی مشائی و .... ) بطور حتم در ادامه کار دولت فعلی نیز در دوره بعدی مشکل ایجاد خواهد نمود که این مشکل می تواند باعث خداحافظی این حزب از قدرت در دوره های بعدی گردد .

/ 0 نظر / 18 بازدید