جورج بوش در حالی که تنها هشت ماه زمان به پایان دوران ریاست جمهوری اش باقی مانده است در چهار ماه اخیر دو بار به منطقه خاورمیانه سفر کرده است در حالی که در عرض هفت سال از دوره ریاست جمهوری خود هیچ سفری به این منطقه نداشت. بنظر می رسد که کاخ سفید بدلیل  بی عرضه گی سیاسی رژیم اشغالگر قدس در اداره و هدایت  امور کشورهای خاورمیانه آمریکا را بر آن داشته تا در این مدت زمان اندک یعنی کمتر از 8 ماه به پایان ریاست جمهوریی آقای بوش  راسا  قصد نموده که به اصطلاح سیستم مدیریت بحرانهای خاورمیانه را بدست گیرد تا از این قبل بتواند خدمات ارزنده تری را به دوست و برادر خود یعنی اسرائیل ارائه نماید . هر چند سفر های اخیر جرج بوش به ارتباط به افرایش جهانی قیمت نفت تا سقف 125 دلار و همچنین موضوع هسته ای ایران و مشکلات اخیر لبنان نمی باشد ولی بنظر می رسد که نوعی زدو بند سیاسی بین آمریکا و برخی از کشورهای مهم عربی مانند عریبستان در جریان می باشد . 
این سفر گرچه منجر به افزایش تولید نفت خام کشورهای صادرکنده نفت (اوپک) نشد. اما تضمین هایی را درخصوص تولید انرژی هسته ای برای عربستان سعودی در پی داشت به طوری که جمعه گذشته، رهبران آمریکا و عربستان درخصوص همکاری های دوجانبه واشنگتن - ریاض درخصوص تولید انرژی هسته ای به توافقاتی دست یافتند و در این رابطه یادداشت تفاهمی به امضای جورج بوش، کاندولیزا رایس و همتایان عربی آن ها رسید.
براساس این قرارداد همکاری، ریاض قرار است بدون در اختیار داشتن تاسیسات چرخه سوخت هسته ای و با وارد کردن اورانیوم غنی شده از سایر کشورها مبادرت به تولید انرژی هسته ای کند. الگویی که مقامات آمریکایی امیدوارند به مدلی برای تمام کشورهای حاشیه منطقه خلیج فارس تبدیل شود. این تحلیل زمانی قوت می گیرد که بدانیم همزمان با انعقاد تفاهمنامه هسته ای مزبور میان واشنگتن - ریاض تفاهمنامه مشابهی میان انگلیس و امارات متحده عربی در زمینه استفاده از انرژی هسته ای به امضا رسیده است. و کشورهایئ مانند مصر و امارات متحده عربی نیز از تمایل به تاسیس نیروگاههای هسته ای در کشورهای خود خبر داده اند .
فروش تسلیحات نظامی و کسب درآمدهای هنگفت برای امریکا از سوی کشورهای خودپسند و بی خرد عربی همواره یکی از مهمترین دلائل سفر مقامات رسمی امریکا به منطقه می باشد و بقرار اطلاعات واصله قرار است قراردادی مبنی بر صدور جنگ افزارهای جدید آمریکایی به عربستان سعودی به ارزش 20 میلیارد دلار میان دو کشور منعقد شود.
کاخ سفید انگیزه خود از حمایت های گسترده از عربستان را میزان زیاد تولید نفت از سوی عربستان سعودی عنوان کرده است اما برخی از ناظران مسایل خاورمیانه نظر متفاوتی دارند.
به اعتقاد این گروه از ناظران نه تنها تفاهمنامه امنیتی و هسته ای واشنگتن- ریاض بلکه تمام اقدامات مقامات بلندپایه کاخ سفید در منطقه خاورمیانه صرفا بر دو محور و استراتژی اساسی استوار است؛ نخست حل مساله صلح اسراییل و فلسطین و دیگری مقابله با سیاست های ایران.

دکتر محمد صدر  یکی از این کارشناسان مسائل سیاسی بر این عقیده است که است « پیش از این و در هفت سال گذشته سیاست نئوکان ها در رابطه با مسایل خاورمیانه این بود که دست اسراییل را باز بگذارند تا هر بلایی که می خواهد سر فلسطینی ها بیاورد و احیانا اگر نیاز به کمک داشت به آن کمک کنند و گرنه دولت آمریکا ضرورتی برای ورود به مبحث اعراب - اسراییل احساس نمی کند.» صدر ادامه می دهد:«اما این سیاست به تازگی عوض شده است و نئوکان ها به این نتیجه رسیده اند که اگر آمریکا می خواهد بعد از فروپاشی شوروی سابق تنها قطب حاکم بر فضای بین المللی باشد باید توان حل بحران های موجود منطقه ای را داشته باشد و اگر نتواند این بحران ها را حل کند، حاکمیت ارزش های آمریکایی بر کل جهان نیز به تحقق نخواهد پیوست.»
به گفته وی از آن جا که مهم ترین بحث و مساله جهان در حال حاضر مسایل موجود در خاورمیانه است رییس جمهوری آمریکا نیز با عجله در تلاش برای حل این مسایل است و حتی قول داده که تا پایان دوره ریاست جمهوری خود به صلح در خاورمیانه تحقق ببخشد.
برخی از تحلیلگران مسایل سیاسی بر ا ین باورند که با وجود افزایش تنش میان تهران و ریاض در خصوص مسایل لبنان، عربستان از موضوع ضدایرانی بوش به طور مستمر حمایت نخواهد کرد. زیرا ریاض بر این باور است در صورتی که آمریکا واقعا قصد کاهش نفوذ و نقش ایران را در خاورمیانه دارد باید نخست موضوع فلسطین را حل کند زیرا مخدوش شدن روابط تهران و ریاض تاثیر عمده و اساسی در حل مسایل خاورمیانه نخواهد داشت.
صدر با رد این تحلیل می گوید: «عربستان متحد 50 ساله آمریکا در منطقه است و اگر با درخواست آمریکا مبنی بر افزایش تولید نفت خام (علاوه بر 300 هزار بشکه در روز) مخالفت کرد، این امر صرفا به معنای وجود اختلاف در منافع اقتصادی میان این دو کشور است و نه اختلاف در مسایل اساسی استراتژیک و امنیتی.»
صدر نیز سفر اخیر بوش به خاورمیانه و به ویژه تعاملات نظامی و امنیتی آمریکا با ریاض را در همین چارچوب ارزیابی می کند و می گوید: «آمریکا در تلاش است تا سمت و سوی دشمنی اعراب را از اسراییل متوجه ایران و اعراب را علیه تهران بسیج کند در این میان بوش برای تقویت متحدان خود در منطقه از جمله لبنان، اردن، مصر و عربستان و از سویی برای مخالفت با مخالفان خود از جمله ایران، سوریه، حماس و حزب الله به منطقه سفر کرده است.»
این کارشناس مسایل سیاسی یکی از دلایل مهم و اساسی آمریکا در وارد شدن به فاز همکاری نظامی و هسته ای با ریاض را مقابله کاخ سفید با قراردادهای هسته ای تهران می داند و می گوید: «کما این که سیاست هسته ای مشابهی درخصوص مصر نیز مطرح است و همه این ها در چارچوب مقابله با ایران صورت می گیرد همان گونه که پیش از این شورای همکاری خلیج فارس را برای مقابله با تهران شکل داده بودند.
در حال حاضر انعقاد قرارداد هسته ای واشنگتن- ریاض را می توان به عنوان طرح جدید کاخ سفید برای مقابله با تهران ارزیابی کرد.»
صدر یکی دیگر از دلایل انعقاد قرارداد مزبور میان واشنگتن- ریاض را این تصور مقامات بلندپایه آمریکایی می داند که سیاست های عربستان همسو و هم جهت با مسیر حل مسایل اعراب و فلسطین و صلح در خاورمیانه است.

 

/ 0 نظر / 14 بازدید