سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای در یک نگاه

سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای در یک نگاه

در سال 1990 بمنظور کاهش تأسیسات نظامی و همچنین کاهش نیروهای نظامی مستقر در نواحی مرزی چین و اتحاد جماهیر شوروی و اتخاذ اقداماتی در راستای اعتماد ‌سازی توافقاتی بین طرفین صورت گرفت ، اما این توافقات به دلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1992 اجرائی نشد . پس از 5 سال وقفه در تاریخ 26 آوریل سال 1996 پنج کشور روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان در شهر شانگهای چین تصمیم گرفتند که به استناد توافقات صورت گرفته مذکور و بمنظور تقویت اعتماد نظامی در نواحی مرزی خود تشکل و یا سازمانی را تحت عنوان ”پیمان شانگهای پنج “ تاسیس نمایند .

مجموع کشورهای عضو و ناظر سازمان همکاری شانگهای از تواناییهای بالقوه وسیعی برخوردار می‌باشند، وسعت جغرافیایی این سازمان 37 میلیون کیلومتر مربع و جمعیت آن بالغ بر دو میلیارد و هفتصد میلیون نفر می‌باشد. حدود 20% ذخائر نفت جهان و حدود 50% ذخائر گاز جهان در محدوده کشورهای حوزه این سازمان قرار دارد . این منطقه از نظر موقعیت ژئوپلوتیکی و استراتژیکی از اهمیت زیادی برخوردار است. در آغاز تصور بر این بود که این پیمان کوششی از جانب روسیه و چین برای مقابله و جلوگیری از گسترش ناتو به شرق بوده است، اما بیانیه‌های اجلاس سران، مواضع سران چین و روسیه و نیز تحولات منطقه پس از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و برجسته‌ شدن تهدید طالبانیسم و القاعده، جهت‌گیری‌های ضد تروریستی و ضد افراطی‌گری را در این سازمان تقویت و تشدید کرد.

با وجود اعلام مواضع رسمی در مقاطع گوناگون، مهمترین ویژگی این تشکل از آغاز فعالیت خود تاکنون ابهام و عدم شفافیت در اهداف و جهت‌گیری‌های دراز مدت و کلان سازمان بوده است. در سیزده سالی که از تأسیس این سازمان می‌گذرد، اهداف و وظایف سازمان به صورت پلکانی گسترش یافته که آن را می‌توان در سه مرحله مورد بررسی قرار داد.

مرحله اول : از 1996 ( سال تأسیس ) تا سال 2000 : همکاری و حل و فصل مسائل مرزی

نگرانی کشورهای عضو از تشدید اختلافات مرزی و تحرکات نظامی یکدیگر علت اولیه و اساسی شکل‌گیری پیمان شانگهای پنج به شمار می‌رفت. این نگرانی‌ها با انعقاد مجموعه‌ای از توافقنامه‌های دو جانبه و چند جانبه تا حدود زیادی مرتفع شد و به عبارتی هدف اولیه شکل‌گیری سازمان در سال‌های اولیه محقق گردید. نکته حائز اهمیت در این مورد آن است که از پنج عضو اولیه سازمان چهار عضو، یعنی روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان اختلافات اندکی میان خود داشتند (ضمن اینکه اختلافات و نگرانی‌های موجود نیز در قالب پیمان امنیت جمعی و یا جامعه کشورهای مشترک‌المنافع CIS قابل حل و فصل  بود) و در مقابل هر چهار کشور اختلافات و نگرانی‌هایی را در مرزهای خود با چین داشتند. به این ترتیب، چین از طریق توافقات پیمان شانگهای پنج . حدود هفت هزار کیلومتر مرز مشترک خود با روسیه و جمهوری‌های آسیای مرکزی را از هرگونه دل مشغولی و دغدغه امنیتی عمده رهایی بخشید. با توجه به اینکه چهار هزار کیلومتر این مرزها را مرزهای مشترک روسیه و چین تشکیل می‌دهد، در واقع، با حل و فصل اختلافات مرزی از طریق پیمان شانگهای پنج، در مرحله اول چین و در مرتبه بعد روسیه در فرآیند حرکت پیمان به سمت اهداف اولیه‌اش به اهداف و منافع خود دست پیدا کردند. از نظر روسیه انجام این توافق مشکلات تأمین بودجه برای نیروهای مرزبانی در این مرزهای گسترده را تا حدود زیادی کاهش می‌داد. سه کشور آسیای مرکزی توان تأمین امنیت در مرزهای خود را نداشتند ضمن اینکه علاقمند بودند از امکانات اقتصادی در حال رشد چین بیشتر بهره‌مند شوند. چین نیز به دلیل وجود مشکلات در تایوان از این فرصت استقبال کرد و نیروهای خود را به شرق منتقل نمود . چین در گذشته با حضور در سازمان‌های منطقه‌ای موافق نبود و این برای اولین بار بود که یک تشکل منطقه‌ای را بنیانگذاری می‌کرد. به نظر می‌رسد این کشور با توجه به داشتن توانایی‌های بالقوه و رشد سریع اقتصادی در حال کسب ابزارهای لازم به منظور ایفای نقش بیشتر به عنوان یک قدرت بزرگ در آینده نظام بین‌المللی می‌باشد. به همین جهت چین با تعریف خود در یک مجموعه بزرگ می‌تواند بخشی از اهدافش را تحقق بخشد، ضمن اینکه اتخاذ رویکرد اقتصادی ایجاب می‌کند که در مناطقی مانند بازار آسیای مرکزی حضور داشته باشد و امکان دسترسی به منابع انرژی را گسترش بخشد. علاوه بر این، مسئله گسترش ناتو به شرق که با تمایل برخی جمهوری‌های شوروی سابق برای عضویت در این پیمان همراه بود، روسیه و چین را به یک اندازه نگران شرایط امنیتی در اطراف خود می‌ساخت.

طی مرحله نخست اعضای سازمان به توافقات زیر دست پیدا کردند:

- مطلع نمودن اعضا از فعالیت‌های نظامی که در یک صد کیلومتری مرزهایشان انجام می‌شود.

- دعوت از اعضا به شرکت در تمرین‌های نظامی

- ممنوعیت تمرین‌های نظامی در مرز‌های مشترک و حمله نظامی به یکدیگر

- کاهش نیروهای نظامی در مرزها

- مبارزه با هرگونه جرائم سازمان یافته در مناطق مرزی

- پذیرش ازبکستان به عنوان عضو ناظر در سال 2000

- تغییر نام پیمان شانگهای پنج به مجمع شانگهای پنج در سال 2000

مرحله دوم. از سال 2001 تا 2004: همکاری‌های امنیتی و اقتصادی

در این مرحله با توجه به اینکه نگرانی‌ها درباره مسائل مرزی تا حد زیادی مرتفع شده بود، کشورهای عضو به دنبال تحکیم روابط خود برآمدند. در ششمین اجلاس سران که در روزهای 14 و 15 ژوئن 2001 در شانگهای چین تشکیل شد در خصوص ساختار موجود و توسعه آن، مسائل مهم منطقه‌ای و بین‌المللی و همکاری‌های اقتصادی و امنیتی به بحث و تبادل نظر پرداخته شد و اسناد مهمی به امضا رسید که مهمترین سند ء توافقنامه مبارزه با تروریسم بین‌المللی، افراطی‌گرایی دینی و قاچاق مواد مخدر و سلاح بود.

در این اجلاس ، ازبکستان به عنوان ششمین عضو مجمع شانگهای پنج پذیرفته شد. عملکرد و موفقیت‌ نسبی پیمان شانگهای پنج ء زمینه‌ساز تبدیل آن به یک سازمان منطقه‌ای گردیده که در سال 2001 تأسیس سازمان همکاری شانگهای به صورت رسمی اعلام گردید .

مسائل امنیتی در سازمان همکاری شانگهای از اهمیت زیادی در این دوره برخوردار گردید تا جایی که برخی آن را یک سازمان امنیتی تلقی نمودند. غالباً سازمان‌های امنیتی بر مبنای تعریف یک تهدید مشترک شکل گرفته و تداوم پیدا می‌کنند مانند سازمان ناتو ( پیمان آتلانتیک شمالی ) و یا  نقطه مقابل آن یعنی پیمان ورشو ، ولی این مفهوم در ارتباط با سازمان همکاری شانگهای به صورت کامل صدق نمی‌کند . پوتین طی مصاحبه‌ای پس از اجلاس سال 2001 اعلام کرد که شعار سازمان جدید ” امنیت از طریق شراکت است“. من وسایر همکارانم به دنبال حل مسایل امنیتی در این چارچوب هستیم. ما امیدوار هستیم که با توسعه همکاری در منطقه در حوزه‌های فرهنگی، آموزشی، علمی و تعامل اقتصادی، شرایطی را ایجاد کنیم که مسایل امنیتی تحت تأثیر قرار گیرد .

یکی از ریشه‌های نگرانی‌های امنیتی کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای ء اختلاط اقوام و قوم‌گرایی می‌باشد. قوم‌گرایی یکی از معضلات و واقعیت‌های جهان امروز محسوب می‌شود. این معضل علاوه بر اینکه چالش‌های امنیتی داخلی برای برخی دولت‌ها به وجود آورده، در روابط میان کشورهای مختلف در مناطق جغرافیایی دارای اختلاط قومی، تأثیرات خاص سیاسی و امنیتی برجا نهاده است. حوزه جغرافیایی سازمان همکاری‌ شانگهای از اختلاط قومی برخوردار می‌باشد و این موضوع می‌تواند به عنوان یک نگرانی امنیتی برای کشورهای عضو مطرح باشد.

حدود دو میلیون نفر قزاق در استان سین کیانگ چین سکونت دارند و حدود هشت میلیون اویغوری نیز در این استان زندگی می‌کنند. این در حالی است که حدود 250 هزار اویغوری نیز در قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان زندگی می‌کنند. اویغورها خواهان کسب استقلال از چین و ایجاد کشوری مستقل با عنوان ” ترکستان شرقی“ می‌باشند. ناآرامی‌های قومی در برهه‌هایی از تاریخ در استان سین کیانگ منجر به استفاده دولت چین از نیروی نظامی شده است که آخرین مورد آن در ماههای ژوئن و جولای سال 2009 میلادی روی داد که منجر به کشته شدن بیش از 400 نفر از مسلمان این استان گردید و این موضوع موجب نگرانی مقامات چینی از افق‌ بی‌ثباتی و تمایلات جدایی‌طلبانه  در این منطقه گردید .

سایر کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای نیز مانند چین در اشکال و اندازه‌های متفاوت با تهدید قوم‌گرایی و افراط‌گرایی و پیامدهای احتمالی آن یعنی جدایی ‌طلبی و تروریسم مواجه هستند. در چین اقلیت مسلمان اویغور ء در روسیه مخالفین چچنی و در آسیای مرکزی نیز گروه‌های مسلمان ناراضی موجب نگرانی این کشورها شده‌اند . مبارزات قوم چچن با حکومت‌های اتحاد جماهیر شوروی همواره استمرار داشته و با فروپاشی شوروی این مناقشه به شکل قیام استقلال‌طلبی نمود بیشتری پیدا کرده است. مبارزات مردم چچن در طول تاریخ همواره با واکنش‌های نظامی سختی مواجه شده است، به طوری که در این قوم احساس جدایی‌طلبی فراگیر شده و به خواست اکثریت مبدل شده است. به همین جهت این بحران همچنان استمرار پیدا کرده و به یکی از معضلات امنیتی روسیه تبدیل شده است. این نگرانی‌ها موجب شد تا کشورهای عضو بر تشکیل یک مرکز ضد تروریستی در تاشکند پایتخت ازبکستان توافق نمایند.

به دنبال حادثه یازدهم سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان و نیز نگرانی از گسترش نفوذ عناصر القاعده و طالبان در آسیای مرکزی، اهمیت این منطقه برای غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا افزایش یافت و این کشور با بهره‌گیری از فرصت به دست آمده به تحکیم حضور خود و ایجاد پایگاه‌های نظامی پرداخت . کشورهای عضو سازمان شانگهای نیز از شرایط به وجود آمده نگران بودند لذا این تحولات در چندین اجلاس به موضوع اصلی گفتگوهای اعضای سازمان تبدیل شد. اما نکته حائز اهمیت این است که دیدگاه سازمان شانگهای در مورد افراط‌گرایی و تروریسم با دیدگاه ایالات متحده آمریکا در این خصوص دارای تفاوت‌های اساسی است ( و به همین دلیل این نگرانی مشترک موجب اتخاذ راهکارهایی مشترک از سوی سازمان و ایالات متحده آمریکا حتی در زمان اوج مبارزه با تروریسم نشده است). در حالی که آمریکا موضوع اسلام‌گرایی را در سطح رویکرد مهمترین تهدید علیه هژمونی لیبرال دموکراسی تلقی می‌کند و در سطح عملکرد از طریق ایجاد پیوند میان تروریسم و جریان اسلام‌گرایی، این موضوع را بهانه‌ای برای تحقق اهداف هژمونیک خود قرار داده  ، کشورهای عضو سازمان شانگهای به موضوع تروریسم و یا جریان اسلام‌گرایی افراطی صرفاً از منظر امنیت داخلی نگاه می‌کنند.

مرحله سوم : از سال 2005 تاکنون: گسترش حوزه‌ فعالیت‌ها

اگر چه اعضای سازمان شانگهای در اغلب اجلاس‌های این سازمان تلاش داشته‌اند که توجه خود را عمدتاً بر مسائل منطقه‌‌ای متمرکز کنند، اما حضور دو قدرت بزرگ چین و روسیه اجازه نمی‌دهد که این سازمان در اندازه‌های منطقه‌ای باقی بماند. به همین دلیل اظهار نظرهای فرامنطقه‌ای رهبران چین و روسیه در حاشیه اجلاس‌های سازمان اغلب به حساب موضع‌گیری‌های غیر رسمی سازمان گذاشته می‌شود.  البته این نکته قابل کتمان نیست که سازمان شانگهای خواسته یا ناخواسته به تدریج در حال تبدیل از یک سازمان منطقه‌ای به یک سازمان فرامنطقه‌ای است. بیانیه هشت صفحه‌ای رهبران چین و روسیه پیش از برگزاری اجلاس سازمان در آستانه پایتخت قزاقستان که طی آن کوشش‌های یکجانبه‌گرایانه ایالات متحده آمریکا برای مدیریت بحران‌های بین‌المللی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود، خود مؤید این مطلب است. اجلاس سران سازمان شانگهای در جولای 2005 از آمریکا خواست برنامه زمان‌بندی برای خروج از پایگاه‌های نظامی آسیای مرکزی ارائه دهد. براساس این درخواست نیروهای آمریکایی در پایان سال 2005 پایگاه نظامی خان‌آباد ازبکستان را ترک کردند. رسانه‌های غربی این تحول را به مثابه ظهور یک قدرت جدید در این منطقه تلقی کردند.

در این اجلاس به منظور تقویت و گسترش حوزه فعالیت سازمان سه کشور ایران، هند و پاکستان به عنوان عضو ناظر سازمان پذیرفته شدند. این تحولات، از آغاز احتمالی نقش‌آفرینی بین‌المللی سازمان شانگهای در آینده خبر می‌دهد. این نقش‌آفرینی در وهله نخست و در آینده قابل پیش‌بینی ضد آمریکایی نیست هر چند که می‌تواند غیر آمریکایی باشد.

پذیرش عضویت سه کشور ایران، هند و پاکستان به صورت ناظر در سازمان شانگهای از نقطه ‌نظر همکاری‌های منطقه‌ای، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های این سازمان را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. در اجلاس اخیر سران سازمان شانگهای چند تفاهمنامه برای تحکیم و گسترش همکاری‌ها در زمینه مسائل امنیتی و اقتصادی به امضاء رسید. دعوت از  حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان نشانه توجه سازمان به بحران‌ها و امنیت و ثبات در منطقه پیرامونی می‌باشد. تشکیل جلسه شورای تجار و بانک‌ها نشانه علاقه به همکاری بیشتر اعضا با یکدیگر می‌باشد. در همین راستا شرکت CNOOC چین اعلام نمود که آمادگی دارد مبلغ 210 میلیون دلار در میدان‌های نفت و گاز ازبکستان سرمایه‌گذاری نماید، چین اعلام آمادگی نمود که جاده اتوبان به تاجیکستان بسازد و در ایستگاه برق قزاقستان سرمایه‌گذاری نماید .

پوتین رئیس‌جمهور وقت روسیه در این اجلاس پیشنهاد تأسیس باشگاه انرژی سازمان همکاری شانگهای را مطرح نمود و خواهان توسعه همکاری در زمینه‌ حمل و نقل و ارتباطات شد و اعلام کرد که روسیه آمادگی دارد که در پروژه‌های مشترک سرمایه‌گذاری نماید. تفاهمات در آخرین اجلاس سازمان یک گام به پیش برای همکاری نزدیکتر میان اعضا بود .

سازمان شانگهای ، نماد همگرایی منطقه ای

« شانگهای 5 » که اولین حرکتهای منجر به شکل گیری آن در سالهای 1996 و 1997 آغاز شد تاریخ 25 خرداد 1380 مصادف با 15 ژوئن 2001 میلادی به سازمان همکاریهای شانگهای با حضور شش کشور چین ، روسیه ، تاجیکستان ، قزاقستان ، قرقیزستان و ازبکستان تغییر یافت . دولتهای عضو که در مجموع مساحتی معادل 30 میلیون کیلومتر مربع از مجموع مساحت جهان و همچنین جمعیتی بیش از یک و نیم میلیارد نفر ( معادل 25 درصد کل جمعیت جهان ) را در اختیار دارند در آستانه اجلاس ششم سران سازمان و با حضور ایران ، پاکستان، هند و مغولستان بعنوان اعضای ناظر به یک سازمان مقتدر منطقه ای تبدیل شده است که می شود پیشاپیش پذیرش این کشورهای جدید در سازمان را با عنایت به موقعیتهای ممتاز ژئوپلیتیکی و منابع سرشار انسانی و اقتصادی آنها ، زمینه ساز پیشرفت ژئواستراتژیکی سازمان در منطقه و تبدیل شدن سازمان شانگهای به یک سازمانی جهانی برشمرد .

مواضع و رویکردهای کشورهای عضو

کشورهای عضو سازمان هریک به فراخور جایگاه و نقش خود در معادلات جهانی و منطقه ای و همچنین با نیم نگاهی به اوضاع داخلی خود و توجه به کیفیت ، چگونگی و سطح وابستگی و نیازهای خود به غرب با موضوع رویکردهای سازمان توجه نموده و نسبت به کیفیت و همچنین نحوه توسعه کمی سازمان واکنش نشان می دهند .

روسیه  : روسیه یکی از با نفوذ ترین کشورها در سازمان شانگهای بحساب می آید . این کشور که توانسته است با اقتدار خود ء جایگاه خود را به کشورها عضو پیمان بقبولاند ، نسبت به رویکردها و رهیافتهای اصلی سازمان نگاهی مقتدرانه و از زاویه فرا دستی داشته و سعی می کند از آن بعنوان یک ابزار سیاسی در جامعه بین المللی استفاده نماید . شاید به همین خاطر است که نسبت به اهداف سازمان و کسب و دستیابی آن مصرتر و از توسعه کیفی و کمی  سازمان شانگهای برای ابراز وجود در عرصه معادلات منطقه ای بهره می برد . اینگونه برداشت روسیه از سازمان و جایگاه واقعی آن تا آنجا ادامه یافت که پوتین رئیس جمهور وقت روسیه در دیدار با نمایندگان پارلمانهای کشورهای عضو پیمان شانگهای در مسکو عنوان داشت : « کرملین برای تقویت نقش و انسجام این سازمان تلاش می کند چرا که منفعت ما در آن است که سازمان بعنوان یک تضمین کننده کارآمد ثبات و امنیت در حوزه وسیع اوراسیا توسعه یابد .»

چین : چین که درصدد دست یابی به منابع نفت و انرژی آسیای میانه و همچنین برخی از کشورهای خاور میانه مانند ایران بوده و همچنین انحصار بازار فروش کشورهای فوق برای تولیدات خود را جستجو می کند ، سازمان شانگهای را محلی برای کسب توانایی بیشتر برای مقابله با رقبای اقتصادی خود خاصه آمریکا تلقی نموده و لذا قصد دارد با قدرت بخشیدن بیشتر به این سازمان و همچنین مطرح نمودن آن بعنوان یکی از سازمانهای مهم اقتصادی و حتی سیاسی منطقه ای اهداف خود را در این میان جستجو نماید هر چند این کشور به هیچ وجه قصد ندارد چه در قالب این سازمان و یا سازمانهای مشابه با ایالات متحده آمریکا رو در رو شده و تضاد منافعی را با این کشور ایجاد نماید و لذا رویکردی کاملا محتاطانه و محافظه کارانه با تاکید بر توسعه کمی و کیفی این سازمان در دستور کار خود دارد .

قزاقستان : قزاقها نیز که عضو دیگر سازمان هستند ضمن آنکه شانگهای را مستمسکی برای تامین امنیت وحفظ و صیانت از حاکمیت خود می دانند در قبال عضو گیری جدید در سازمان موضعی کاملا مخالف دارند و معتقدند روند عضو گیری جدید باید به تاخیر بیافتد و در عوض روابط اعضا تحکیم شود. وزیر امور خارجه قزاقستان در این خصوص با اشاره به نبود مقررات در ارتباط با پذیرش اعضای جدید در یک گروه بندی امنیت منطقه ای گفت : عضویت اعضای جدید در این گروه به تاخیر خواهد افتاد .

ازبکستان : ازبکها نیز در این خصوص نظری مشابه با قزاقها دارند و ضمن تاکید بر ضرورت ایفای نقش بیشتر توسط این سازمان در ثبات منطقه ای معتقدند که تقویت روابط میان اعضا فعلی سازمان می بایست در دستور کار قرار گرفته و پذیرش اعضا جدید به مصلحت سازمان نبوده و نمی بایست در این زمینه تعجیل نمود .

          چنین مواضع مشترک و مشابهی را می توان به دو دیگر عضو سازمان یعنی تاجیسکتان و قرقیزستان نیز تسری و عمیم داد . سایر کشورها مانند پاکستان ء ایران ء هند و مغولستان در حال حاضر عضو ناظر این سازمان بوده و لذا موضعگیری خاص آنان در قبال رویکردهای و فعالیتهای سازمان تاثیر چندانی در آینده و سرنوشت سیاسی سازمان در بر نخواهد داشت چراکه بر اساس مفاد اساسنامه سازمان اعضا ناظر حق رای دادن و یا اتخاذ مواضع در مورد عملکردهای و فعالیتهای سازمان را نداشته و صرفا بعنوان عضو ناظر در جلسات سازمان شرکت می نمایند و بر اساس یک کار تشریفاتی رئیس هیات اعزامی در اجلاس سران ، صرفا یک سخنرانی تشریفاتی در اجلاس سران ایراد می نماید .

در سطح تحلیل کلان می توان ادعا نمود که کشورهای عضو سازمان ( غیر از چین و روسیه ) ، دراتخاذ استراتژیها و موضع گیری خود در قبال مسائل سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای ، بنوعی تحت فشار آمریکا قرار داشته و لذا سعی نموده تعادلی را بین منافع خود و منافع آمریکا ایجاد نموده و در مقابل این کشور موضعگیری ننمایند . این امر در حالیست که روس ها و چینی ها علیرغم نگاه محافظه کارانه به این موضوع ، بدلیل علاقمندی به ایجاد بلوک بندی جدید در برابر غرب و نقش پذیری فعالانه تر در معادلات جهانی و خاصه منطقه ای برای مقابله با آمریکا ، موضع منعطف تری نسبت به پذیرش اعضای جدید دارند و آن را قابل مطالعه و بررسی می دانند .

 

/ 0 نظر / 79 بازدید