درد دلی صميمانه ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به همه دوستانی که وقت خود را صرف دیدن این وبلاگ می کنند .

امشب قصد دارم سر صحبت دوستانه را با شما باز کنم و از درون قلب و دلم برای شما بنوسیم .

بشنو از نی چون حکایت می کند   و ز جدائی ها شکایت می کند

البته و صد البته بعضی ها نیز گفتند که

   نشنو از نی چون حکایت می کند              و زجدائی ها شکایت می کند

بشنو از دل  دل حریم کبریا  و ..... 

براستی که باید از دل شنید :‌ چراکه آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

و اما در احوالات .... مدتی است افکاری دئر ذهن خطور می کند که برایم یک علامت سوال بزرگ بوجود می اورد . برای تبین این افکار بیان مقدمه کوچک ضروری بنظر می رسد . 

موضوع  از اینجا شروع می شود که  چرا

آنکه در این عرصه مقربت تر است     جام بال بیشترش می دهند

واقعا جای سوال ( حداقل بی جوابی برای من ) باقی مانده که در حریم عشق و عاشقی الی اله و در سفر چهارم اسفار اربعه من الخلق الی الله آنان که راهیان طریقت هستند به انواع مصائب و مصیبات الهی دچار می شوند تا میزان صبر و تحمل انان در مصیبات مشخص گردد . کسانی در این وادی موفق و پیروز هستند که مصمم تر از گذشته به راه خود ادامه داده و هیچ چیز نمی تواند در اراده پولادین انها در مسیر الی الله خلل وارد نماید . اینان هستند که مفاخر دنیا بوده و از انان بعنوان اوتاد یاد می شود که در تعداد انان در هر دوره ای بنظر نمی رسد از انگشتانت دست بیشتر باشد . خوشا به سعادت انانی که در این عرصه وارد شده و چه وارد شدنی . این افراد در خود فانی شده و آنچه می بینند همه اوست و همواره کوس انا الحق می زنند . 

      حال از این مقدمه بنظر عارفانه می خواهم گریزی به مسائل دنیائی و امورات شخصی و فردی انسانها بزنم . گاهی در سیستم های اداری و خانوادگی مشاهده می شود که افرادی که از توانائی و قابلیتهای بیشتری برخوردار هستند همواره در رسیدن به امیال و آرزوهای خود با مشکلات فراوان و عدیده ای مواجه می شوند که همه این مشکلات دست در دست هم داده تا فرد را از رسیدن به آنجه که مطمع نظر وی می باشد منصرف نمایند .

   در عوض برخی دیگری از افراد وجود دارند که همه امورات همواره بر وفق نظر آنان می چرخد و به اصطلاح پاشنه درب زندگی بر روی نظر آنان در تلاطم و رفت و آمد می باشد . این افراد حتی اگر خودشان هم مایل نباشند در بسیاری ازموارد با اقبال روبرو شده و همواره ره صد ساله را یک شبه طی می کنند . 

    در این مقوله عده ای شانس و اقبال را دخیل می دانند و عده ای دیگر عدم تناسب اداری و به اصطلاح ضعف سیسنتم اداری و اجتماعی در بها دادن به افراد ضعیف و نا توان موثر می دانند که نظریه منطقی تر بنظر می رسد .

        در نظام اداری صاف و سالم و صحیح افرادی معمولا به درجات مدیریتی خواهند رسید که از توانائی و قابلیتهای خوبی برخوردار بوده و خارج از مسائل حاشیه ای در کار و رشته خاص خود از همه متبحر تر و استاد تر باشند است  در حالیکه در نظام اداری ضعیف و نا کارامد این موضوع عکس می باشد به این معنی که افراد نا کارامد و یا متملق مراتب ترقی را طی می نمایند که این افراد ترقیات خود را نیز مدیون مقام مافوق خود و یا مرهون تملقات خود نسبت به مقام مافوق خود می دانند 

       در اینگونه نظام اداری معمولا روسا و مدیران بدلیل ضعف مدیریتی خود و یا نیاز درونی به تملق و چالوسی آنان که در خود احساس می کنند سعی می نمایند نه تنها اشکلات فرد را نادیده گرفته بلکه تمام هم و غم خود را در جهت توجیه رفتار خطا و اشتباه فرد مورد نظر بکار برده و تمامی رفتارهای فرد را مناسب سیستم اداری خود تعریف نموده و همه رفتارهای مخالف ان را نوعی نا همگونی و نا سازگاری اداری تلقی نموده و سعی در منزوی نمودن فرد و یا افراد مخالف خود می نمایند .

       اینگونه مسئولان نه تنها در درون خود نوعی سانسور خبری و یا اطلاع رسانی ایجاد می نمایند بلکه در بیان مطالب به مقامات بالا دست جهت اتخاذ تصمیم نهائی نیز خست به خرج داده و در نتیجه مقامات بالا دست را در خلا اطلاعاتی قرار می دهند . این خلا در آینده باعث می شود که فردی که رفتار نامناسب اداری و یا فردی از خود نشان می داد با مقامات بالاتری صعود نموده و در مقامات بالاتر ضربه و یا ضربات بیشتری را به نظام و با کشور می زنند .

   مطلوب و مناسب این است که این افراد در موقعی که مسئولیت کوچکی داشته با تخلقات انان برخورد شده و با اطلاع رسانی به موقع می شد در اصلاح آنان مفید و موثر باشد و از ادامه مسیر کج آنا جلوگیری نماید .   

 ادامه دارد اگر ..................

/ 0 نظر / 10 بازدید